رضا قليخان هدايت

985

مجمع الفصحاء ( فارسي )

صفت اديان مختلف و مراتب ايشان چون گذشتم ز آتشين دربند * طارمى ديدم آبگون و بلند اندرو صد هزار صف برنا * خوش‌دل و تازه‌روى و نابينا نه ز تقصير تحت‌شان خبرى * نه ز توفير فوقشان اثرى از كم‌انديشگى چو جنبش چرخ * سره و زيف نزدشان يك نرخ همه كوتاه ديده ليك از ناز * پايها سوى قبله كرده دراز چون به پا آن مقر بسر بردم * رخت زى منزل دگر بردم صفت ارباب تقليد اندرو حلقه‌حلقه مردم كهل * ديده شد جمله يكدگر را اهل جانشان دود و جسمشان شررى * قبله‌شان نقش و دينشان سمرى همه افزون رضاى و اندك خشم * همه را هشت قبله و يك چشم چون از آن مرحله گذر كردم * روى زى منزل دگر كردم مردمان ديدم اندرو بسيار * چشمهاشان دو قبله‌هاشان چار همه در بند جان رنگ‌آميز * همه را قبله چار رنگ‌انگيز جانشان تيره بود و رخ چو نگار * دينشان هفت بود و قبله چهار همه نزديك خود بلند شده * قبله‌شان هفت نقشبند شده دل چو زان هر چهار بركندم * به دگر منزلى برافكندم مردمان ديدم اندرو همه دون * ديده‌هاشان چو قبله‌شان افزون صفت ارباب الظّن زان چو بگذشتم آمدم به ممر * به دگر منزلى نگارين‌تر كه درو صد هزار توشه بود * ديده‌شان هفت و قبله‌شان ده بود همه سلطان و ليك در زندان * همه قاضى و ليك با رندان بيشتر آب‌دار ليكن شور * بيشتر در فروش ليكن كور