رضا قليخان هدايت
959
مجمع الفصحاء ( فارسي )
چون درخت دين به باغ شرع در حيدر نشاند * باغبانى زشت باشد جز كه حيدر داشتن علم چبود فرق دانستن حقى از باطلى * نى كتاب زرق شيطان جمله از برداشتن هشت بستان را كجا هرگز توانى يافتن * جز به حب حيدر و شبير و شبر داشتن اى به درياى ضلالت در گرفتار آمده * زين برادر يكسخن بايدت باور داشتن يوسف مصرى نشسته با تو اندر انجمن * زشت باشد چشم را بر نقش آزر داشتن احمد مرسل نشسته كى روا دارد خرد * دل اسير سيرت بوجهل كافر داشتن من سلامت خانهء نوح نبى بنمايمت * تا توانى خويشتن را ايمن از شر داشتن رو مدينهء علم را در جوى پس در وى خرام * تا كى آخر خويش را چون حلقه بر در داشتن مر مرا بارى نكو نايد ز روى اعتقاد * حق زهرا بردن و دين پيمبر داشتن آنكه او را بر سر حيدر همىخوانى امير * از ره معنى نتاند كفش قنبر داشتن از پس سلطان ملكشه چون نمىدارى روا * تاج و تخت پادشاهى جز كه سنجر داشتن از پس سلطان دين پس چون روا دارى همى * جز على و عترتش محراب و منبر داشتن