رضا قليخان هدايت

916

مجمع الفصحاء ( فارسي )

لمعه‌اى از نور شمع راى ملك‌آراى تو * آفتاب چرخ را در اضطراب انداخته ميزبان جود تو هر ساعتى خوان دگر * پيش آز گرسنه بهر ثواب انداخته بخت بيدارت كه حى لا ينامش خواند عقل * اختران را هر شبى از چشم خواب انداخته 256 سعد الدّين هروى از فضلا و شعراى زمان سابق و معاصر شمس طبسى و پوربهاى جامى شاگرد او بوده و خواجه عز الدّين فريومدى را كه در زمان چنگيز خان وزير خراسان بوده مداحى نموده وفاتش در سنهء تسع و اربعين و ستمائه واقع شده و به مداحى حضرت شاه اصفيا و سلطان اوليا على بن ابى طالب ، مفاخرت مىكرده و نعت و منقبت مىگفته و قرب پنج هزار بيت ديوان داشته ازوست . من قصائده صبح است خيز اى بت گل‌روى و مى بيار * تا روح پروريم از آن راح خوشگوار گه چنگ در زنيم بدان زلف مشك‌بيز * گه بوسه بركنيم از آن لعل آب‌دار ما را اگرچه آب نماند است در جگر * هر شب ز درد هجر تو دريا شود كنار احكام ملك تا به تو دادند آفتاب * از آب برنگيرد بىحكم تو بخار وز آبروى آتش بأس تو باد را * از خاك نيست زهره برانگيختن غبار پيكان غنچه بر سر تير تو گر نهند * با زور بازوى تو ز سندان كند گذار