رضا قليخان هدايت
895
مجمع الفصحاء ( فارسي )
صاحب عادل علاء الدّين كه بخت و دولتش * فارغ آمد ز انتقال و ايمن آمد ز انقلاب وهم او از مشكلات آسمان بگشاد بند * سهم او از ديدهء سيارگان بربود خواب در مدح دستور الوزرا على بن احمد چو دوش از حدود رواق زبرجد * برآمد فروغ قناديل عسجد پديد آمد از تحت صندوق مينا * تماثيل اجرام فيروزه مرقد سپهر از عجايب چو تخت سليمان * هواى زجاجى چو صرع ممرد تصاوير سيارگان در مطالع * چو مرغان ابيض در اوطان اسود ز اعشير تركيب انجم فلك را * مذهب ورقهاى هفتم مجلد به كردار صافى گهرها كه باشد * در اجزاى شمشيرهاى مهند طلوع يكى همچو قوس مؤيد * غروب يكى همچو سيف مغمد به اقطار گردون چنان در تمايل * كه عباد وقت عبادت به معبد طريق مجره چو پيچيده خطى * كه باشد به گرد بناى مقرمد ز نور آسمان چون دل مرد مؤمن * ز ظلمت شب تيره چون وهم مرتد چو گشتند مايل بهسوى مراحل * بريدان بالا ز گردنده مرصد نمود از براى عتاب و تعدى * جفاكار مطلق وفاى مقيد قمر در صليب معنبر مستر * شقايق پر از سنبل نامعقد از اطراف نسرين نوبر شكفته * سر مشك مفتول و قير مجعد نظر تيز كرده به الماس مژگان * چو سياف حد بلارك بمرود نگار موافق دلارام همدم * بت سرو قامت مه مشترى خد كشان از تجمل هزاران سلاسل * بر اطراف خورشيد از عنبروند سرايش چو فردوس و از صورت او * خزان را شرف بر بهار مورد مرا لالهگون اشك و رخ زعفرانى * ز هجران آن لعبت ارغوان خد