رضا قليخان هدايت
891
مجمع الفصحاء ( فارسي )
در تهنيت فتح سلطان و مراجعت از جنگ و ترغيب به بزم فرمايد اى خداوند آن قباى سياه * مطربان را بخوان و باده بخواه تا بدان لعل مى فروشوييم * كامها را ز گرد و خشكى راه پس جوانمردوار برسازيم * مجلسى پرنهنگ و شير سياه ميسره مطربان خوش سازيم * ميمنه دوستان بس دلخواه علم از ساقيان به پاى كنيم * تار منجوقها ز زلف دوتا بدل تير دستها گيريم * از گل و سنبل شگفته بگاه بدل جوشن و زره پوشيم * بر دل از دوستان خطا و گناه غم گريزد ز پيش ما چونانك * خان و قيصر ز رزم شاهنشاه خسرو خسروان ملك محمود * ملت و ملك را هميشه پناه در مدح سلطان محمود غزنوى گويد ايا شهريارى كه گرد سپاهت * همى چشم دين را كند توتيايى بود داد تو مر جهان را هميشه * چو اندام آزرده را موميايى به خون عدو كرد فتنه نشانى * به تيغ هدى زنگ بدعت زدايى مگر شرط دارى كه در هر سوارى * شهى را ببندى و شهرى گشايى مگر عهد دارى كه همچون سكندر * ملوك جهان را متابع نمايى 243 زكى كاشغرى از فضلاى عظيم الشأن روزگار بوده مولدش كاشغر و اصلش از مراغه لهذا به مراغهاى شهرت فرموده به نام لطيف الدّين است و اشعارش لطيف و شيرين با ابو الفرج و كافى او را خصوصيتى شافى از اوست .