رضا قليخان هدايت

869

مجمع الفصحاء ( فارسي )

233 رفيع الدّين نشابورى از قدما و حكما بوده است و صاحب تذكرهء عرفات او را ستوده است و اين دو بيت را به نام او ثبت نموده است زياده از حالش باخبر نشدم . ز سنبلى كه عذارت بر ارغوان افكند * هزار سوز درين جان ناتوان افكند بگو كه تير جفا بر كه راست خواهى كرد * كه ابروى تو خمى باز در كمان افكند 234 رفيع الدّين لنبانى اسمش عبد العزيز بن مسعود است از اقران جمال و كمال اصفهانى و شرف الدّين شفروه و با ايشان مباحثات داشته و در عين جوانى لواى سفر آخرت برافراشته بعضى او را همشيره‌زادهء جمال الدّين عبد الرزاق دانسته‌اند گويند در دنباله محمل يكى از اهالى حرم پادشاه مىرفته او را سهوا به تير زده شهيد كرده‌اند علىاىحال ده هزار بيت ديوان داشته كه به نظر نرسيد آنچه ديده شد بعضى از آن را ثبت مىنمايد . من قصائده چمن بهشت شد و باغ خوش‌تر است امشب * نشاط باده و معشوق كن چه جاى غم است بسى نماند كه خورشيد گل فروغ دهد * كه در چمن ز شكوفه گه سپيده‌دم است زمين ز سبزه به‌هرحال تازه گشته اگر * ز ابر روى هوا گه گشاده گه دژم است