رضا قليخان هدايت

مقدمه 64

مجمع الفصحاء ( فارسي )

يك‌صد و هفتاد و سهء هجرى در خراسان بوده و خواجه ابو العباس مروزى نخست پارسى بتازى آميخته قصيده‌اى بمدح مأمون الرشيد عباسى برده يك‌هزار دينار زرعين صله يافته تاكنون كه سنهء 1284 هجريست جمع كرده اشعار فصحائى كه در عرض مدت يك‌هزار و يك‌صد سال بمرور دهور و كرور شهور ظهور كرده برنگارم چه‌كه هنوز در عجم هيچ تذكره جامع اين اشعار و كس بر اين خدمت همت نكرده و چنين كتابى جامع مراتب مرقوم نياورده اگرچه امرى سخت و خدمتى صعب است امتثال امر اولو الامر را واجب شمردم مغز و ديده را بگداختم و آن را مرتب و مبوب ساختم و بنيان آن را مانند عالم جسمانى بر چار ركن نهادم و چون درر غرر افكار ابكار وحى آثار حضرت سلطان السلاطين را بجهة تيمن و تبرك تاج تارك اعتبار و گرزن فرق افتخار اين گرامىنامه خواستم كرد اشعار سلاطين قديم و جديد و شاهزادگان قريب و بعيد را نيز به ترتيب تهجى پس از حضرت شاهنشاهى خلد اللّه سلطانه بر اشعار متقدمين مقدم داشتم چه كه الطف و اشرف و انور و اعلى از چهار عنصر فلك اثير كرهء لطيف كرهء آتش است و طبع سلاطين را بدان نسبت متناسب لهذا باب نخست از ابواب اربعهء اين كتاب ذكر اشعار و اطوار پادشاهان قديم و جديد است و ديگر طبقهء متقدمين و سپس متوسطين و پس متأخرين و معاصرين خواهند بود و للّه الحمد كه از تربيت اين شاهنشاه جمجاه سخن‌دان سخن‌شناس دانشمند دانش‌پرور اكنون زياده از زمان سلطان محمود غزنوى شعراى فصاحت‌گستر و بلاغت‌پرور در عرصهء ايران بظهور آمده‌اند و تمامى مداح و ثناگو و راتبه‌خوار اين دربارند كه با استادان قديم عنان بر عنان روند اگرچه در هر مرتبه از مراتب اربعه فهرست اسامى آن طبقه نگاشته مىشود فهرست كل اسامى چنين است