رضا قليخان هدايت
مقدمه 49
مجمع الفصحاء ( فارسي )
مقدمهء مؤلف هو اللّه تعالى شأنه لمؤلّفه هرآنكه نبود راهش بمجمع الفصحا * به ار نيفتد راهش به مجمع فصحا به نزد آنكس كو راست پايهاى در نظم * سخن ازين به نايد ز كلك اهل ثنا سخن بلى ز سماى اندر آمدست به خاك * سخنپژوه دگر ره بر آردش بسما سخن سخنگو داند هنر هنركردار * زبان زبانور فهمد ادب ادبآرا تذكرهء موسوم بمجمع الفصحاء بسم اللّه الرحمن الرحيم سپاس شگرف مر خالقى را شايد و ستايش ژرف مر صانعى را بايد كه زبان فصحاى جهان در بيان مراتب جلالش لال است و عقول بلغاى دوران را در درك مدارج كمالش بر پاى عقال . پاك خديوى كه گرد آلودگى بر دامن جلالش ننشيند و بىآلايش خسروى كه ديدهء انديشه نظير و همالش نبيند شمس الشموسى كه شيدستان عالم معنى از خورشيد ذاتش شيد پذيرد و نورالانوارى كه فروغستان جهان جان از فروغ صفاتش فروغ گيرد . سلطانى كه هفت خيمهء آسمان بر لجهء قدرتش بمنزلهء حبابى است و دارائى كه هفت طبقهء زمين از عرصهء حشمتش بمرحلهء خرابى . نقاشى كه آدم و آدميان از خامهء صنايعش نگاريست و دبيرى كه عالم و عالميان از نامهء بدايعش آثارى تمام ثقلين قطرهيى از درياى كمالش و همهء كونين ذرهاى از بيدارى جمالش موجودات از