رضا قليخان هدايت

مقدمه 46

مجمع الفصحاء ( فارسي )

روان تابناكش مستغرق بحر غفران بىنهايت باد روزگارى دراز و زمانى ديرياز در ترتيب و تأليف تذكرهء موسوم بمجمع الفصحاء كه نامه‌ايست بىنظير و نسخه‌اى بىهمتا على الخصوص كه آغاز فصاحت طراز بلاغت انبازش بجواهر زواهر منثور و لآلي متلالى منضود اعجاز نمود بحر طبع ذخار و افكار ابكار شاهنشاه جمجاه روح العالمين فداه مطرز و مزين است و اين معنى بر خداوندان فطن روشن و مبرهن كه : زين همه گوهر كه درين دفترست * از همه شايسته‌تر آن گوهرست و اين كتاب مستطاب مشتملست بر شرح حال و بيان احوال و ذكر اشعار و اقوال و تاريخ سال طبقات شعرائى كه از به دو ظهور اين فن عزيز شريف و حرفهء بديع لطيف تا اين زمان قدم بعرصهء وجود نهاده و زبان بشعر پارسى گشاده داد فصاحت داده‌اند الحق رنج فراوان برده و گنج شايان بدست آورده اوراق پراكنده سخن را بطرزى خوش و روشى دلكش گرد كرده و شيرازه نموده و نام و روان سخن‌سنجان قديم و استادان كهن را زنده و تازه فرموده . نظم بر او رحمت از ايزد پاك باد * روانش بجنت فرحناك باد بهين خلف و ميهن فرزند ارجمند خرد پيوند آن عارف كامل و سالك و اصل محور سپهر جلالش مركز دايرهء كمال برازندهء كسوت خطر فرازندهء رايت هنر مطلع قصيدهء كرم بيت الغزل سفينهء همم اختر برج بزرگى گوهر درج سترگى مظهر فطانت مصدر متانت تربيت‌يافتهء دولت ابد آيت پروردهء حضرت ولى نعمت جناب عليقلى خان مخبر الدوله وزير تلگراف دولت عليه زيد اجلاله جهت بقاى آثار و زنده داشتن نام نامى و اسم گرامى فرخ پدر والاتبار خود و احياى اسم و انتشار اشعار خرد و بزرگ شعراى تاجيك و ترك عزم طبع اين خجسته كتاب را كه انتخاب ابيات اولو الالباب است مصمم كرد و باندازهء وسعت و فراخور همت در تصحيح و تنقيح آن دقيقه‌يى فرونگذاشت و در انجام و اتمامش از بذل سيم سپيد و زر سرخ اصلا دريغ نداشت بلكه جدى وافى و جهدى كافى بجاى آورد ايزد تبارك و تعالى دماغ اصحاب خبرت و طباع ارباب بصيرت را از كيفيت و نشئهء شراب ناب اين ميكده كه منبع سبوسبو باده‌هاى خوشگوار و قدح‌قدح خمرهاى بىخمار است معطر و مسرور گرداند و مذاق و ابصار خرده‌گيران درشت‌خوى و خرده‌گيران عيب‌جوى را از تمتع و تفرج و تماشاى اين حديقهء دلگشا كه منبت دامن‌دامن گلهاى