رضا قليخان هدايت

مقدمه 36

مجمع الفصحاء ( فارسي )

و فريدون ميرزا به فرمان‌فرمايى فارس مأمور گرديد و هدايت را بنديمى خود دعوت كرد و مورد التفات قرار دارد . در سال 1254 از جانب فرمانفرماى فارس بتهران فرستاده شد و در پانزدهم رمضان بخانهء جامى ميرزا آقاسى صدر اعظم سكونت گرفت و بحضور پادشاه باريافت و در شمار مقربان و ملتزمان درآمد و تربيت عباس ميرزا بعهدهء او واگذار شد « و روز به روز مراتب مرحمت و مكرمت شاهانه نسبت به او ظهور و بروز همىكرد چنان كه محرم خلوت و مقرب حضرت شد و در سفر و حضر در ركاب همىبود باكرام و انعام و تشريف و منشور حكومت بعضى بلوكات اختصاص داشت » . بعد از درگذشت محمد شاه در سال 1264 همراه بزرگان و شاهزادگان باستقبال ناصر الدّين شاه كه از تبريز براى جلوس بتخت سلطنت تهران مىآمد رفت و « به خدمت مقرر مأمور شد ولى بسببى چند از آن خدمت استعفا كرد و بكنج عزلت افتاد » پس از چندى باز به خدمت خوانده شد و به سفيرى خوارزم مأمور گرديد و در پنجم جمادى الثانى سال 1267 از راه مازندران و استرآباد بخوارزم رفت « 1 » پس از بازگشت ازين سفر برياست و نظامت مدرسهء دار الفنون مفتخر آمد . چنان كه از ترجمهء زندگى هدايت برمىآيد او در تمام مدت زندگى همواره مورد احترام و نواخت و بزرگداشت پادشاهان و پادشاهزادگان و بزرگان زمان خود بوده و به منصب‌هاى عالى و مرتبتهاى بزرگ رسيده است با اين همه مقام ظاهر و جاه و قدر و مرتبت دنيا او را از پرداختن بعالم معنا بازنداشته و با كوششى كم‌نظير بتأليف و تصنيف كتابهاى گرانبها در تاريخ و لغت و تذكرهء شاعران و عارفان همت گماشته است غير از تذكرهء مجمع الفصحاء چندين كتاب و رساله منثور و منظوم ديگر پرداخت كه بمناسبت ترجمهء زندگى او در دامن اين مقال نامى از آنها مىبريم : كتابهاى ديگر هدايت 1 - تذكرهء رياض العارفين : اين كتاب مشتملست بر شش گلبن و دو روضه و يك فردوس و يك خلد گلبن اول در بيان حقيقت تصوف گلبن دوم در بيان صفتهاى سالكان گلبن سوم در بيان فضيلت ذكر و اهل ذكر گلبن چهارم در بيان ذكر و فكر

--> ( 1 ) . هدايت تفصيل اين سفر خود را در رسالهء روزنامهء خوارزم نگاشته است .