رضا قليخان هدايت
44
مجمع الفصحاء ( فارسي )
اى راحت جان كه دل به جان مايل تست * اى آفت دل كه صيد دل بسمل تست بااينهمه بيداد توام زنده هنوز * جانى دارم كه سختتر از دل تست و له عمريست مرا ز عشق فريادى نيست * وز دست ستمگرى مرا دادى نيست بر هر در و بام مىپرد مرغ دلم * از شوق گرفتارى و صيادى نيست و له كوشم كه پسنديده به هر فن باشم * يكچند خلاف راى دشمن باشم چون نور به چشم مردمان گيرم جاى * تا هركه به رويت نگرد من باشم 16 ابو سعيد بهادر خان چنگيزى رحمه اللّه فرزند سلطان محمد ملقب به خدابنده است . چون پدرش در هفتصد و هفده و كسرى درگذشت سلطان ابو سعيد بهادر خان در سن دوازدهسالگى بر مسند سلطنت متكى شد . به واسطهء قلت تجربه و سن شباب اختيار رتق و فتق تمام امور و مهام ملك در قبضهء قدرت امير چوپان سلدوز كه امير الامراء او بود درآمد و او اولاد و اقارب خود را در تمام ممالك محروسه حكومت و ايالت داده استقلال كامل حاصل كرده و تفصيل حالات سلطان و امير در تواريخ مسطورست . الحاصل در يكى از جشنهاى آن ايام سلطان را نظر بر بغداد خاتون دختر امير چوپان كه زن شيخ امير حسن ايلكانى بود ، افتاده عاشق او شد و بىقرار گرديد . آخر الامر به امير اظهار ما فى الضمير كرده سودى نداد و اين امر رفتهرفته مايهء كدورت و كينهء سلطان از امير گرديد و كمر همّت بر استيصال امير چوپان بست . نخست دمشق خواجه پسر او را بكشت پس به حكم سلطان امير چوپان را در هرات با پسرش به قتل آوردند . على الجمله از اوست :