رضا قليخان هدايت

38

مجمع الفصحاء ( فارسي )

به هيچ كار جهان روى دل نياوردم * كه آسمان در دولت به روى من نگشاد تو رسم و خوى پدر گير اى برادر من * كه شوهريت نيايد ز دختر دلشاد مكن مكن كه پشيمان شوى در آخر كار * ز مكر روبه بىزور لشكر بغداد ايا شهى كه به اوصاف عقل موصوفى * شهنشهى چو تو از مادر زمانه نزاد به غير تو ز بزرگان و فاضلان جهان * كسى به مدح بزرگىّ خود زبان نگشاد اين قطعه را سلطان احمد بن سلطان اويس در جواب شاه شجاع گفته به وى فرستاده بخوانده‌ايم فراوان درين محقر عمر * كتاب نظم و تواريخ نثر از استاد نخوانده و نشنيده نديده‌ام ز شهان * كسى كه چشم پدر كور كرد و مادر . . . رباعى اول را شاه شجاع در فوت برادر خود شاه محمود گفته و جواب را سلطان احمد گفته محمود برادرم شه شير كمين * مىكرد خصومت ز پى تاج و نگين كرديم دو بخش تا برآسايد خلق * او زير زمين گرفت و ما روى زمين * * * اى شاه شجاع ملت و دولت و دين * خود را به جهان وارث محمود مبين در روى زمين اگرچه هستى دوسه روز * باللّه كه به هم رسيد در زير زمين 10 سلطان احمد برادر شاه شجاع رحمه اللّه لقبش عماد الدوله است . در بيمارى و مرض موت شاه شجاع متوجه كرمان شد و بر امير اختيار الدّين حسن غلبه كرده در كرمان استقلال يافته خبر فوت شاه شجاع در رسيد و سلطان زين العابدين امير سيورغتمش را به حرب او فرستاده هزيمت يافته به طارم بازگشته و سلطان احمد سكه و خطبه به نام امير سيور صاحبقران كرده مقبول افتاد . امير كرمان را به عماد الدوله