رضا قليخان هدايت
مقدمه 10
مجمع الفصحاء ( فارسي )
شفيعى كدكنى در ياد دارم جوانمردى كه به راستى در ديدهء من مردمك چشم غيرت و مروّت است و پناهگاه حشمت و عزّت شعر و ادب غريبافتادهء ما درين روزگار . دايم بر جان او بلرزم ازيراك * مادر آزادگان كم آرد فرزند شايد تذكار چند نكته در باب املاى كتاب كه صورت مركبيست از التزام به قدر ممكن به املاى طبع سنگى كه در زمان هدايت صورت پذيرفته است و رواج پىروى مصحّحان و حرفچينان و سرپرستان تصحيح و جدال من و دوست مهربان من پوريا لازم است . شيوه املايى من نه آن است كه درين كتاب و در كل سى و چند كتابى كه به نام من نشر يافته است ديده مىشود . من شيوهء املايى خود را از مكتب و دبستان اختيار كردهام و براى حفظ آن از تحمل درد و مشقت روىگردان نبودهام درد تركههاى آبدادهء انار كه عارفى شاعر با خشم و خروش براى ننوشتن هر واو معدول در كلمههاى هزوارشى بر كف دستهاى گاهى سرمازدهء من مىنواخت و اگر تعداد كلمهها فزونى مىيافت مرا در ادبخانهء دبستان زندانى مىكرد . جدانويسى را از همان روزگار و تصرّف و تغيير شكل نامعقول و تحميلى بسيارى از كلمهها را پيش از شروع به كار اين تذكره آغاز كردهام . شرح همه شيوههاى مقبول و نامقبول املايى درين فرصت ميسّر نيست . در يككلام من در خط و املا جدا نويسم حتّى امروز و امشب و امسال را و دو جزء هر تركيب را جدا مىنويسم . صورت هزوارشى كلمهها را نمىپسندم حتّى و هرآينه در كلمه و تركيبى كه از هر زبان ديگر به فارسى درآمده باشد بى هر استثنايى الّا قرآن كريم كه املاى آن توفيقيست و هيچ تصرّفى را در آن صورت كه منقول و مقبول اهل بصيرت و خبرت است جايز نمىدانم گفتم كه صورت هزوارشى كلمهها را نمىپسندم و در هر كلمه غير فارسى كه درين روزگار غير فارسى به حساب مىآيد حتّى در آنچه از طريق تعريب كلمههاى زبانهاى ديگر در فارسى رايج شده است تصرّف مىكنم . افلاطون و ارستو و بغرات و سغرات و اپتاليدن و ايتاليا را بههمينصورت كه نوشتم مىنويسم در املاى واژههاى شاهنامهيى كه به هر دليل به صورتى نوشتهاند كه بر دشوارىهاى املايى افزوده شده است تصرّف مىكنم تهمورس و تهماسب و توس و نوذر و اغريرس را