محمد قدرت الله گوياموى
7
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي )
غلام جيلانى و شيخ بدر عالم فراگرفت . در طريقت به سيد شاه غلام نصير الدّين سعدى دست بيعت داد و به سلسلهء قادريه « 1 » پيوست . در فنّ شعر نيز از خوشدل گوپاموى پيروى كرد . در بيست و نهسالگى ( 1227 ه ق ) براى بهرهگيرى از محضر خوشدل و خوشنود ( مولوى محمّد ارتضى على خان ) ، به مدراس رفت و به پايمردى خوشنود به دربار نوّابان كرناتك ، اعظم جاه ( 1234 - 1241 ه ق ) و محمّد غوث خان ، متخلّص به اعظم ( 1242 - 1272 ه ق ) راه يافت و در شمار مداحان و نديمان آنها درآمد . در سال 1239 ه ق لقب خانى يافت و توليت آرامگاه نوّاب عظيم الدوله بهادر ( 1216 - 1234 ه ق ) پدر اعظم جاه به دو واگذار شد . در سال 1260 ه ق كه نوّاب محمّد غوث خان ، انجمنى ادبى به نام « محفل مشاعرهء اعظم » به راه انداخت دو تن را به داورى برگزيد كه يكى از آنها قدرت بود « 2 » . محمّد قدرت اللّه شعر نيكو مىگفت و در شعر « قدرت » تخلّص مىكرد . از او دو ديوان فارسى به جاى مانده است . منظومههايى نيز به دو نسبت دادهاند كه عبارتند از ازهار قدرت ، اكوان قدرت ، تماشاى قدرت ، كيمياى قدرت ، گلزار قدرت ، مجراى قدرت ، گلزار عشرت ؛ و رسالههاى : حكايات قدرت ، رفعات قدرت « 3 » ، عجايب قدرت « 4 » .
--> ( 1 ) . قادريه : فرقهاى از صوفيهاند منسوب به سيد عبد القادر گيلانى . بعضى وى را از نواحى بغداد مىدانند و نه گيلان ايران و گويند جيل ناحيهاى است از نواحى بغداد كه تا بغداد هفت روز راه است . لكن معروف است كه شيخ عبد القادر گيلانى قوما از گيلان ايران است . وى از شيوخ بزرگ و صاحب طريقت است . پيروان بسيارى در بلاد عرب و عجم دارد و سرسلسلهء قادريه است . پيروان وى كارهاى خارق عادت و عجيب و غريب مىكنند . گويند خود شيخ اهل كرامات بسيار بوده است . در اكثر تذكرهها و تراجم احوال اهل عرفان و سلالهها نام وى برده شده است . « فرهنگ معارف اسلامى ، ج 3 ، ص 483 » ( 2 ) . دانشنامهء ادب فارسى ، ج 4 ، ص 2035 - 2036 . ( 3 ) . الذريعة ، ج 3 / 9 ، ص 877 : دفعات ؛ نيز : ج 4 ، ص 431 : رقعات . ( 4 ) . برخى منابعى كه مىتوان دربارهء قدرت اللّه گوپاموى بدانها رجوع كرد ، عبارتند از : اشارات بينش 1 / 900 ، تاريخ ادبيات مسلمانان پاكستان و هند ، 3 / 211 ؛ تاريخ تذكرههاى فارسى ، 2 / 353 - 357 ؛ تذكرهنويسى فارسى در