زين العابدين شيروانى
68
بستان السياحه ( فارسي )
كرديده و به خدمت العارف باللّه حسينعلى شاه طيّب اللّه ثراه شتافته توبه و تلقين و ارشاد از آن جناب يافته چون منكرين اهل يقين آن جناب را در آن ديار ايذا و آزار نمودند و ابواب طعن و تشنيع بر روى روزكار آن بزركوار كشودند و مقارن آن حال نايبالسلطنه عبّاس ميرزا آن جناب را بجهة تقليم اميرزاده معظّم و فرزند مكرم محمد ميرزا به تبريز تكليف نمود و ان بزركوار بنا بر اضطرار و مصلحت كار اين امر را قبول فرمود و چند كاه بتكميل حال و تحصيل كمال و تصفيه باطن و تزكيه نفس اميرزاده مشغول بود و چون اميرزاده معظم بتكريم وليعهدى مكرّم كرديده كاركنان قضا و قدر به وزارت وليعهد آن جناب را مقرّر كردانيده مصراع كل بود به سبزه نيز آراسته شد اكنون بدان شغل خطير اشتغال دارد و اوقات شريف خود را به ترفيهء حال فقرا و ضعفا مىكذارد و چون الشيخ الكامل الواصل مجذوب على شاه قدس اللّه سره العزيز پير و مرشد فقير در شهر تبريز به رحمت بارىتعالى و اصل شد بموجب وصيت آن حضرت جناب ميرزا بتغسيل و تكفين و تدفين آن سرحلقه اهل يقين قيام نمود و بدين موهبت عظمى و عطيّه كبرى بين العرفاء و الفقراء مفتخر و ممتاز كشت مصراع جزاه اللّه فى الدّارين خيرا فقير كويد در دار السّلطنهء اصفهان به خدمت آن قدوهء اهل عرفان چند محفل رسيد و از فيض صحبت آن جناب محظوظ و بهرهمند كرديد از كرم حضرت كريم و لطف خداوند قديم اميدوار است كه ديدار فيض آثار آن بزركوار ديكرباره مرزوق كردد بمحمّد و إله الامجاد ذكر اردو باد بضمّ اوّل و سكون را و دال مع الواو و باء مع الالف و سكون دال قصبهايست بهجتمآل قلعه محكم دارد و آب فراوان و باغات بسيار در اوست و ميوه سردسيريش فراوان و نيكوست از اقليم چهارم و هوايش خرّم و از بلاد آذربايجانست خلقش عموما مذهب اماميّه دارند و از متاع حسن و جمال فىالجمله برخوردارند اكرچه راقم آن ولايت را نديده امّا چند نفر از اهل آنجا را ديده و صحبت داشته خالى از مروّت و مردمى نباشند ذكر اردستان بفتح اوّل و سكون راء و كسر دال و سكون سين مهمله و تاء منقوطه مع الالف و سكون نون قصبهايست بهجتمقرون قرب پانصد باب خانه در اوست و تقريبا پانزده قريه از توابع اوست از اقليم رابع و جوانب اربعهاش واسع و در زمين هموار واقع است اكثر فواكه آنجا خوب و فراوان خصوصا انجير و انارش ممتاز و ارزان ان قصبه از مضافات اصفهانست آبش از كاريز و معتدل و هوايش مسرّتآميز و بكرمى مايل آن قصبه طرف شمال اصفهان و چهار منزلى آن واقعست مردمش همكى شيعىمذهب و در احوال وسط الحال و مكرّر ديده شده است كسى كه بتوان اسمش در بيان آورد به نظر نيامد ليكن اشخاص عظيمالشّأن از آن مكان برخواستهاند مانند شيخ مرتضى على و پير جمال الدّين صاحب تصانيف كثيره است آن دو بزركوار در زمان شاهرخ ميرزا ابن امير تيمور و ملوك تراكمه بودهاند من العجائب مردم آنجا را عادت چنانست كه شغال را از ماكولات برسم باج چيزى دهند اكر ندهند ثمرات بساتين و باغات را نقصان فاحش رسانند چون چيزى از ماكولات مانند جكر و غيره دهند باغات از اذيّت سالم و محفوظ بماند ذكر اراك بفتح همزه و راء مع الالف و سكون كاف عربى كويند شهر كوچكى است از بلاد اناطولى مردمش همكى اهل سنت و جماعت هوايش سرد فقير نديده و مردمش را بسيار مشاهده نكرده است ذكر اردكان بفتح اوّل و سكون ثانى و فتح دال و كاف عربى مع الالف و سكون نون نام دو قصبه است يكى از توابع يزد جائى خوب و محلّى مرغوب است و منقل آهنى آنجا ممتاز سازند راقم آن قصبه را نديده امّا مردم آنجا را بسيار ديده است همكى اهل آنجا شيعهاند و ديكر از محال شيراز و قصبه بهجتانباز است مكرّر ديده شده است قرب هزار خانه در اوست و چند قريه معموره مضافات اوست آتش در كمال عذوبت و هوايش در غايت برودت در ميان دو كوه واقع و طرف جنوبش فىالجمله واسع است فواكه سردسيريش وافر و غلّاتش متكاثر ميرزا علىرضا تجلى تخلّص صاحب تصانيف از آنجا بوده مردمش عموما وسط الحال و شيعىمذهب و خالى از مردمى نباشند