زين العابدين شيروانى
666
بستان السياحه ( فارسي )
روافض و شيعهء اماميّه و من نمىدانم چه بايدم نمود و بر چه عقيدهء بايد بود اكر بر دين آباء و اجداد خود اقتدا مىكنم و بر طريقهء پدران خود عمل مىنمايم بر من طعن و لعن مىكنيد و مىكوئيد كه مقلّدان آباء و اجداد جمله دوزخيند و جميع طوايف اهل تقليد مخلّد در نارند مكر مقلّدان شما كه آن را ناجى مىدانيد و با وجود آنكه جماعت اخباريّين از فرقهء اثناعشريند شما آنها را فاسق و فاجر بلكه بالاتر مىدانيد و زمرهء صوفيّه اثناعشريّه را نيز كافر و ملحد مىخوانيد و اكر از شما تحقيق مسائل دين مىنمايم بر من اعتراض مىكنيد در جائى مىكوئيد كه تحقيق عقايد واجب و مقلّد دوزخ را مستوجبست و اكر كسى بنا بر كفته شما عمل كرده تحقيق مذهب و تصحيح دين كند اوّل مىكوئيد كه اتّقوا من مواضع التّهم و ثانى او را تكفير مىنمائيد و بر قتل او فتوى مىدهيد و در جائى ديكر مىفرمائيد كه من لم يعرف امام زمانه فقد مات ميتة جاهليّة من كه جاهل و نادانم و نه دين مىشناسم و نه امام زمان چه بايد كرد و شما كه حق را نايب عام امام مىدانيد و خود را مفترض الطّاعة مىخوانيد بر من طعن و اعتراض مىكنيد و اكر اندك اصرار وجد نمايم مرا مىكشيد و شما دين و مذهب خود را منحصر كردهايد بر مسائل معلومه و اعتراض اهل تحقيق و طعن و لعن ايشان و غافل شدهايد از احوال مردم ساير بلاد و حصر كردهايد اجتهاد را بر مطالب مذكوره و قطعنظر از ساكنان ساير ديار نمىدانيد احوال مسلمانان خراسان و قهستان و آذربايجان و شيروان و طالشداران كه بر ايشان چه مىكذرد از مخالفان شما يكى طايفهء روسيّه است كه چندين هزار دختر لالهعذار و زنان ماهرخسار را تصرّف كردهاند و دختران سادات صحيح النّسب را علانيه منكوحهء خود نمودهاند و چندين هزار كس از اهل مذهب شما را بقتل آوردهاند و چندين هزار نفر از ملك خراسان و قهستان اوزبك و تركمان اسير بردهاند شما طرفه سدّى بستهايد و عجب بندى ساختهايد كه اهل عالم را در ششدر حيرت انداختهايد يك جا تقليد پدران را حرام كردهايد و يك جا مجالست اهل تحقيق را منع نمودهايد و يك جا بر قتل كافر ملى فتوى دادهايد و يك جا كافرى را عفو نمودهايد يك جا بر ظنّ و كمان و راى و استحسان عمل كردن را تجويز فرمودهايد يك جا حسن و قبح اشياء را عقلى كفتهايد و يك جا شريعت را تعبّدى دانستهايد يك جا مىكوئيد كه اطلبوا العلم من المهد الى اللحد و يك جا علم را منحصر كردهايد به اينها كه معلوم و محدود است يك جا اجماع كردهايد كه مخالفت معصوم كفر است و مخالفت مجتهدان كفر نيست زيرا كه احكام و اوامر آن از دانش و بينش است و احكام و اوامر اين از ظنّ و راى و استحسان و يك جا مىكوئيد كه مخالفت مجتهدان كفر و خونش هدر است زيرا كه مخالفت مجتهد مخالفت امام است يعنى كفر است اكر شما انصاف دهيد و از طريق مروّت نكذريد و تعقّل نمائيد هرآينه مىدانيد كه شما خود مقلّد مىباشيد و تقليد كتب سلف و خلف خود مىكنيد و سر موئى از كفتهء اسلاف خويش تجاوز نمىكنيد و فرضا اكر شما بر مذهب اهل سنّت و جماعت بوديد و يا از جماعت يهود و نصارى و مجوس مىشديد يقين است كه همان دين و مذهب را تعظيم مىكرديد و رواج مىداديد و شما با كدام طايفه معاشرت كردهايد و با صاحبان مذاهب مختلفه كجا مجالست نمودهايد و با ارباب تحقيق چه وقت نشستهايد بلكه شما تنها بقاضى رفتهايد و آنچه كفتهايد بر مراد خود شنفتهايد مكر هادى و رسول شما طريق منظوره داشته و مذهب خود را بر خيال امّتان خود كذاشته است كه هرطور ايشان خيال كنند و ظنّ نمايند حق همان و مذهب همان باشد شما كدام وقت مذهب خود را به دلايل و براهين رواج دادهايد و در چه زمان بمكارم اخلاق و مراسم اشفاق شخصى را هدايت كردهايد هميشه با سيف و سنان و دشنام و مكابره و زور امر خود را پيش بردهايد چنانچه بر ارباب تحقيق پوشيده و پنهان نيست چون آن فرنكى سخنان خود را تمام نمود و حضّار مجلس استماع نمودند از وجنات تقريرش معلوم بود كه روى سخن او به فقر بود زيرا كه در آن مجلس جز راقم شيعه و عجم نبود فقير نخست بهغايت شرمسار كشت و خوى خجالت در چهره پديد آمد و مدّتى بى خود بود و بعد از باطن فيض مواطن خاتم الأنبياء ص و سيّد الاوصياء ع استمداد نموده متوجّه جواب فرنكى كرديد بحول اللّه و قوّته همكى را جواب با صواب شنيد اهل مجلس تحسين بسيار نمودند و زبان آفرين كشودند اكر خواهد جوابها را بطريق تفصيل مرقوم نمايد هرآينه كلام به طول انجامد و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين در بيان مراتب سير معكوس محقّقان عرفاء فرمودهاند كه معرفت مراتب سير معكوس بر سالكان طريق يقين لازمست كه تحصيل نمايند تا سرّ من عرف نفسه فقد عرف ربّه كه از چشم