زين العابدين شيروانى
38
بستان السياحه ( فارسي )
داخل امامتست يا نبوّت به مرتبه كه نبوّت يا امامت در ميان تاويلات ايشان باشد و كويند كه وضو عبارت از پذيرفتن آئين است از امام و تيمم از ماذون در غيبت امام و نماز عبارتست از رسول بدليل قول بارىتعالى إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ و احتلا عبارتست از افشاء سر نزد ايشان به غير قصد هدايت كسى و غسل تجديد عهد است و زكات تزكيه نفس است به معرفت دين و صوم عبارت از محافظت اسرار امامست و زنا عبارت از افشاى اسرار دينست و نيز كفتهاند كه نماز جماعت عبارت از متابعت امامست و زكات كنايتست از ان كه خمس اموال را به امام دهند و كعبه پيغمبر ص و باب على ع است و صفا و مروه و ميقات وصى انبياست و تلبيه عبارت از اجابت مدعو است و هفت طواف خانه مولاست و بهشت عبارت از راحت ابدانست از تكاليف و دوزخ عبارت از زحمت و مشقت ابدانست بتكاليف و قيامت عبارت از مرك آن شخص است كه مرده است كه من مات فقد قامت قيامته و كويند هر پيغمبرى را وليعهدى باشد كه در حال حيات او باب شهرستان علم اوست و تمام دور او به هفت امام منقضى باشد نخستين آدم ع بود بدين صفات و شرائط و قايممقام و وليعهد وى بعد از وفات او شيث ع بود و تمامت دور او به هفت امام منقضى كشت بعد از دور آدم ع حضرت نوح ع بود و شريعت آن حضرت ناسخ شريعت آدم ع بود و دور او نيز به هفت امام تمام شد وصى او سام بود و بعد از آن حضرت ابراهيم ع بود و شريعت آن حضرت ناسخ شريعت نوح ع بود وصى آن حضرت اسماعيل بود و دور او بكذشت و به هفت امام تمام شد و بعد از ان حضرت موسى ع بود و شريعت او شريعت ابراهيم را نسخ فرمود و وصى او هارون بود و چون هارون در حين حيات موسى ع رحلت نمود وصى او يوشع ابن نون بود و دور او به هفت امام تمام شد بعد از ان حضرت عيسى ع پديد آمد و بوجود آن حضرت شريعت موسى ع منسوخ شد و وصى او شمعون بود و دور ان به هفت امام به انجام رسيد بعد از ان خاتم انبيا محمّد مصطفى ص ع مبعوث كشت و شريعت عيسى ع دركذشت و وصى او علىّ ابن ابى طالب ع بود و حسن ع و حسين ع و زين العابدين ع و محمّد الباقر ع و جعفر الصّادق ع و امام هفتم اسماعيل ابن امام جعفر الصّادق ع بود و دور مهدى به دو تمام شد و همچنين كويد كه ممكن نيست كه امام وفات يابد مكرآنكه يك پسر او امام خواهد بود و معنى آيهء كريمهء ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ اينست و فحواى آيهء شريفه وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ همين است و چون حجّت آوردند كه حسن ع ابن على ع باتفاق همه شيعيان امام بود و فرزند او امام نبود جواب كويند امامت او مستودع بود يعنى ثابت نبود و آن عاريت بود و امامت حسين ابن على ع مستقر بود و آيه كريمهء فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ اشاره بهآنست و نيز كويند ناطق كسيست كه شرع متقدمين را منسوخ كند و اساس يعنى تاويل شريعت نزد او باشد و اسرار باطن همه خلق را بداند ناطق واضع شريعت را كويند و اساس باطن او را بيان كند كار ناطق وضع ؟ ؟ ؟ نيست و كار اساس تاويل شريعت و بيان شريعت نزد او باشد و كويند در عهد هيچ پيغمبرى دنيا از وجود امام خالى نباشد و جمله پيغمبران در هر روز كارى كه بودهاند بوجود امام اشارت نمودهاند زيرا كه امام باطن است و اصل باطنست مانند جواهر كه در باطن سنك تيره تعبيه است و لؤلؤ كه در صدف و صدف در قعر بحر و روح انسان در جسم تيره نهانست و در اين معنى دليل آورند از قول بارىتعالى لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ و آيهء ديكر لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها ترجمهء آيه شريفه اينست يعنى نيكوكارى نه آنست كه به ظاهر مشغول شوند چنان كه عوام شدهاند بلكه بپرهيزند و پرهيزكار باشند كه خورسندى نه به ظاهر نمودنست اللّهمّ ارنا الحقّ حقا و ارزقنا اتباعه و ارنا الباطل باطلا و ارزقنا اجتنابه در بيان ذكر احوال حسن ابن على ابن جعفر ابن حسين ابن محمّد صبّاح حميرى مؤلّف تاريخ كزيده كويد كه حسن صبّاح از اولاد يوسف حميرى پادشاه يمن و شيعى اثنى عشرى بوده بعد از ان بشام نزد مستنصر باللّه اسماعيلى و پسر او نزار كه وليعهد او بود رفت و شيعى اسماعيلى شد و نزار كودكى از فرزندان خود بوى داد و حسن صباح آن كودك را پرورش كرد در سنهء چهار صد و هشتاد و سه هجرى بر قلعهء الموت استيلا يافت و دعوت بنام مستنصر اسماعيلى كرد و همچنين دعات او بسيارى از مواضع جبال و غيره بدست آوردند انتهى كلامه فقير كويد كه در كتب معتبره مشاهده شده است حسن را فرقه اسماعيليّه سيّدنا كويند پدر سيّدنا از يمن به كوفه آمد و از كوفه بقم و از قم برى و آنجا سكونت نمود پدر سيّدنا