زين العابدين شيروانى

611

بستان السياحه ( فارسي )

مشارك نمىبايد دانست تا تشبيه بلكه تجسيم نيز لازم نيايد و در كافى حديث روايت شده است از ابى الحسن ( ع ) كه آن حضرت منع فرموده‌اند از اينكه حقتعالى را بوصفى از اوصاف مطلقا كسى موصوف داند حتّى آنكه وصف‌كنندكان خدا را مستوجب نزول بلا مىدانسته‌اند و ايضا در بعضى از خطب مروية از اهل بيت ( ع ) مذكور است و كيف يوصف ربّنا و هو فوق ما يصفه الوصفان يعنى هر وصفى كه هست حقتعالى فوق و خارج از آنست و السّلم على من اتّبع الهدى ذكر هرمان بر وزن درمان بفتح هاء نام هفت كنبد بزرك به‌غايت ستركست و سمت قاهره مصر واقع و از رود نيل بعضى يك ميل و بعضى كمتر دور اتّفاق افتاده است و بانى آنها معلوم نيست جمعى كويند حضرت ادريس ( ع ) بنا نموده و بعضى كويند ملوك فراعنه احداث كرده‌اند و از بيرون هرمان در احجار آن اشكال و نقوش نمودار و اكثر صنعتها در آن نقش و كنده‌كارى نموده‌اند كه اكر جهان را واقعهء مثل طوفان و غير آن رسد و نسل منقطع كردد آن صنعتها ضايع و پوشيده نماند و چون طايفهء ديكر پيدا شوند آن اشكال و نقوش ايشان را دستور العمل باشد و بعضى كفته‌اند كه آن كنبدها دخمه و خوابكاه ملوك فراعنه است و چندان مستحكم كرده‌اند كه از مرور ايّام و كرور اعوام حادثهء بكرد او نكرديده و خرابى به عمارت آنها نرسيده است و جمعى كفته‌اند كه از قدمت و مرور زمان بانى آنها معلوم نيست زيرا كه كتابتى كه در آن منقور است خواندن آن بر همه مستور است و خطّى است كه در اين زمان به هيچ زبان مشابهت ندارد و احدى از ارباب لغت آن را نداند لهذا در تاريخ بناى هرمان در افواه مردمان مذكور و در بعضى كتب مسطور است كه بنى الهرمان و نسر الطائر فى السّرطان به اين دليل كويند كه چون اكنون نسر طائر در آخر جدى است و هر برجى را به دو هزار سال قطع مىكند پس اكر هيچ دوره را تمام نكرده باشد از تاريخ بنايش الى حال قرب دوازده هزار و پانصد سال خواهد بود و هرمان هفت كنبد است و بزرك‌ترين آنها را هرم مىدوم كويند و در كتب اخبار مسطور و در افواه اهل مصر نيز مذكور است كه چهار صد زراع بلندى دارد و چهار صد زراع دور اوست و شصت كز به شكل تثليث و بعضى را بتربيع بلند نموده و بعد از آن به شكل مخروطى برآورده‌اند چنان كه هر ضلع او ثلث مىنمايد اوّل مقدار بيست كز مربّع ساخته آنكاه مثمّن كردانيده پس از آن به شكل مخروطى به انجام رسانيده و چنان سنكهاى عظيم را تراشيده‌اند و بر سر هم چيده و مستحكم كردانيده‌اند كه كويا يك قطعه كوه است و درز و وصل ندارد و در بعض شيب آن سردابهء عظيم و عميق است و به ريسمان دراز توان بالا رفت كويند در آن قبور اموات و بعضى را اعضا و استخوان برقرار است و اين از خاصيّت خاك آن ديار است و باقى ديوار و جدار هرمان پر و آكنده است و غير از يك كنبد در هرمان ديكر تجويفى نيست و فرجه ندارد و از احجار بزرك كه هر حجر آن پنج كز و ده كز بلكه پانزده كز بزرك‌تر برنك سرخ منقّطه بسواد تراشيده ساخته‌اند در اخبار مصر آمده كه بزرك‌ترين كنبد هرم را در مدّت سيصد سال و كوچك‌ترين آن را در مدّت هشتاد تمام كرده‌اند و دو هرم بزرك در محاذى قاهره مسافت يك فرسخ و نيم دور واقع و جوانب آن واسع است و در محلّ مصر عتيق افتاده و ساير هرمان طرف جنوب قاهره چهار مرحله دور و در قرب رود نيل واقع شده و باتّفاق مورّخان بناى هرمان قبل از وقوع طوفان شده و تا حال در آن خللى ظاهر نشده است راقم در يكى از كتب تواريخ مصر مشاهده نموده است كه بعضى از هرمان محلّ و مكان خزاين ملوك مصر بوده و ايشان معلوم كرده بودند كه طوفان خواهد آمد و مردم غرق طوفان خواهند شد جهة ذخيرهء سيم و زر وافره و در و جواهر متكاثره در آنجا مخزون كردند و آن را طلسم كردند كه كسى را بر آن قدرت نباشد چنانچه مأمون بن هارون عبّاسى در خرابى و هدم يكى از هرمان سعى بليغ نمود اقل قليل توانست و زياده نتوانست و همان مقدار درم و دينار در تصرّف مأمون درآمد و هرچند سعى نمود كه خراب كرداند به جائى نرسيد آخرالامر ترك نمود و اللّه اعلم بحقايق الحال ذكر هرند قريه‌ايست قصبه مانند از قراى روى دشت و از توابع اصفهان و محلّى است آبادان آبش از قنوات و ناكوار و هوايش ناسازكار و خاكش ريكزار قرب هزار خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست باغات چندان ندارد و در زمين هموار واقع و اطرافش واسع است مردمش شيعىمذهب و اكثر اهل تجارت و دولتند ظروف مسى مانند ديك بزرك و غيره در آن مكان خوب مىسازند مكرّر مشاهده شده است ذكر هرسين قصبه‌ايست دلنشين از توابع كرمانشاهان و محلّى است مسرّت‌توامان مردمش همكى كرد و اكثر علىاللّهيند آبش بسيار و هوايش سازكار است دهات خوب دارد ذكر هرن‌پور قريه‌ايست معمور از قراى پندوادن خان