زين العابدين شيروانى
604
بستان السياحه ( فارسي )
قول نصارى و يهود را و باطل مىكند مذهب قائلين به اينكه وجود حقيقى كه مبدا است منبسط شده است بر هياكل ممكنات و اينكه ممكن حقّ مقيّد است و اينكه وجود كلّى طبيعى يا نازل منزلهء است و ممكنات افراد او مىباشند و امّا هر دو حكم باطل مىكنند قول اشخاصى را كه كفتهاند ممكن است جمع نمايد خالق و مخلوق امر واحد يا حكم واحد را و ازاينجهت است كه فرموده كلّ ما وقع عليه اسم شىء اى سواء كان من الأمور العامّة او غيرها پس او مخلوق است سوى اللّه تعالى پس قولى كه مشهور از حكماست كه وجود بديهى التصوّر كه عبارت از هستى مطلق باشد از عرضيّات است نسبت بواجب و ممكنات هم باطل باشد چرا كه ما سوى اللّه است و هرما سوى اللّه مخلوق است و واجب كه بايد خالى از مخلوق باشد پس بايد او در واجب نباشد چه او شيئى است بخلاف اشياء و نيست داخل در احكام اشياء و لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ در حكمى از احكام نه بعضى و نه در تمام چنانچه كلينى در كافى و شيخ صدوق در كتاب توحيد روايت نموده است از هشام بن عبد الحكم عن ابى عبد اللّه ( ع ) انّه قال لزنديق سأله ما هو قال ( ع ) شىء بخلاف الأشياء ارجع بقولى الى اثبات معنى و انّه شىء بحقيقة الشيئيّة و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّاهرين ذكر ورامين بلوكى است دلنشين از بلوكات طهران و حاصلش فراوان و آبش معتدل و هوايش بكرمى مايل قراى آن در زمين هموار واقع و سمت شمالش كرفته و ساير اطرافش واسع است از طهران دو مرحله دور و دهاتش بهغايت معمور و مردمش از قديم الايّام شيعهء اماميّه بودهاند مكرّر مشاهده شده است ذكر وركان دارالأمارهء جوشقان است قالين ممتاز در آنجا بافند و قرب دوازده پاره قريه دارد و از كاشان دو مرحله دور و قراى آن معمور است اكرچه راقم قريهء وركان را مشاهده نكرده امّا بلوك جوشقان به نظر رسيده است و اهل آنجا را بسيار ديده مردمش شيعىمذهب و خالى از شرارت نباشند ذكر وزواى بفتح واو و سكون زاء منقوطه و واو ثانى مع الألف و سكون ياء ناحيهايست از قهستان قم و محلّى است خرّم آبش خوشكوار و هوايش سازكار كويند نه پاره قريه در اوست و باغات فراوان دارد و آن ناحيه اتّصال دارد بملك تفرش و فواكه سردسيريش بهغايت ممتاز است راقم بعضى از قراى آنجا را ديده است مردمش همكى شيعهء اماميّهاند ذكر وزيرآباد نام چند موضع است يكى قريهايست در دو فرسخى شيراز و قرب صد خانه در اوست و آبش از قناد و هوايش مانند هواى شيراز دويّم قريهايست در دو فرسخى شهر كابل و سمت شمالش واقع قريهء خوب و آب و هوايش مرغوبست سيّم قصبهايست در پنج منزلى لاهور و اكثر مشتهياتش موفور است و قرب دو هزار باب خانه در اوست و چند پاره قريه مضافات اوست در زمين هموار واقع و جوانب آن واسع آن قصبه را حكيم علاء الدّين خان مخاطب بوزير خان در زمان ملوك كوركانيّه احداث نموده است مردمش اكثر هندوان و ديكر مسلمانند راقم هر سه وزيرآباد را ديده و مكرّر هر سه مشاهده كرديده است ذكر ولنديز بفتح واو و لام و سكون نون و دال مع الياء و سكون زاء كويند ولايتى است از فرنك و بعضى كويند نام طايفهايست از طوايف نصارى راقم طايفهء ولنديز را ديده امّا ولايت آنها به نظر نرسيده است ذكر ونديك بفتح واو و نون و دال مع الياء و سكون كاف عربى ولايتى است از كشور فرنك و قريب بملك روم ايلى هواى آن ديار سرد است اكرچه راقم نديده ونديك را امّا مردمش بسيار مشاهده كرديده و احوال آنجا را مكرّر شنيده است كويند چندان تعريف ندارد كلشن بيست و هفتم در بيان حرف هاء بر ضمير خورشيد نظير علماى دهور و بر راى قمر اعتلاى فضلاى نزديك و دور مستور نماند كه برات اقدام اولياء اللّه و مخلص مقرّبان إله و معتقد عارفان معارف سبحانى زين العابدين بن اسكندر شيروانى در حرف هاء آنچه بلاد و ديار ديده و از ارباب تحقيق شنيده معروض مىدارد ذكر هاشميّه نام قصبهء چند بوده يكى در قرب كوفه كه جناب امير ( ع ) بنا نموده و ديكر در جنب قاهرهء مصر كه او را يكى از ملوك فاطميّه احداث نموده اكنون هر دو خرابست ذكر هارونآباد بلوكيست بهجتبنياد از توابع كرمانشاهان و از مضافات كردستان قرب چهل پاره قريه دارد معموره آبش بسيار و هوايش سازكار و اكثر دهات ان در زمين هموار اتّفاق افتاده و طرف جنوب و شمالش كرفته و دو طرفش كشاده و خاكش حاصلخيز و مردمش كرد و لر و از دانش تهى و از جهل پرند مكرّر مشاهده شده است آن بلوك ما بين بغداد و كرمانشاهان واقع است ذكر هاشمآباد نام چند قريه است يكى در فارس و ديكر در عراق و ديكر در خراسان