زين العابدين شيروانى

584

بستان السياحه ( فارسي )

در كشور عراق راقم نديده ذكر نغاولى بفتح نون و غين مع الألف و بضم واو و لام مع الياء قريه‌ايست قصبه‌نما از توابع حلب و مردمش قوم عرب و همكى شيعىمذهبند از سمت مغرب حلب دو مرحله دور و حبوب و غلّاتش موفور در ارض هموار واقع و اطرافش واسع و آبش كم و هوايش خرّم و زراعتش ديم است راقم را از مردم آن ديار بسيار خوش آمد زيرا كه بر يكديكر مشفق و مهربان ديده شد غريب را نيز دوست دارند و از مراتب مهمان‌نوازى دقيقه مهمل نكذارند ذكر نفر بر وزن خبر نام طايفه‌ايست از طوايف ترك در ولايت ايران سكونت دارند و در كشور فارس و عراق بسيارند راقم جمع كثير از ايشان ديده و بصحبت ايشان رسيده چندان تعريف ندارند ذكر نقر مهمل آن مقر است آن دار الملك كشمير و شهرى خلد نظير است از لفظ كشمير مطلق مراد اوست مانند مصر و شام و شيروان و كابل و كرمان و هريك از اين‌ها نام كشوريست كه دار الملك آن را بنام كشور مىخوانند بلكه عموم خلق اسم مخصوص شهر مىدانند يقين است كه هريك شهرها را در ملك خودش بنام خويش مىخوانند و دار الملك مصر را قاهره و دارالحكومهء شام را دمشق و دارالامارهء شيروان را شماخى و دارالحكومهء كشمير را نقر مىكويند و سرى نقر نيز خوانند باىّ حال نقر شهريست عظيم و بلده‌ايست كريم آبش فراوان و هوايش مسرّت‌توامان خاكش طرب‌انكيز و زمينش حسن‌خيز از اقليم رابع و در زمين هموار واقع و شمالش اندك كرفته و سه طرفش واسع است و طرف مشرقش كوه مقدار يك فرسخ دور و بحيرهء در ميان فاصله است و سمت شمالش قرب سيصد كام دور كوهى است كه دورش تخمينا چهار هزار كام مىشود پستى و بلندى دارد و نهايت بلندى آن تقريبا پانصد كام مىشود و در قلّهء كوه خانقاهى در غايت دلخواهى است كه مسكن درويشان و محلّ آسايش ايشانست و دور كوه را حصار به استوار از سنك تراشيده كشيده‌اند و در استحكام آن قلعه مساعى جميله بظهور رسانيده‌اند قرب دو هزار باب خانه در اوست و چون عمارات آنجا پست و بلند اتّفاق افتاده لاجرم در نظر بيننده بسيار خوش‌آينده است در آن قلعه مسجد جامعى است كه قرب چهار صد ستون يكپارچه از چوب كه بلندى آن تقريبا هفت كز و قطر آن در بغل نكنجد و چنار بسيار بزرك سايه‌افكن در صحن جامع واقع است الحق آن جامع از غرايب روزكار و عجايب ليل و نهار است و مساجد ديكر از سنك تراشيده در آنجا بسيار و ما بين شهر و آن قلعه زنبق‌زاريست طولش نيم فرسخ و عرضش كم و در فصل بهار رشك كلستان ارم است و شهر طرف جنوب و مغرب قلعه اتّفاق افتاده و جميع مشتهيّات در آنجا مهيّا و آماده است و قرب شصت هزار خانه دارد رود بزرك از ميانش مىكذرد و همهء خانهاى آن شهر سه طبقه و شيروانىپوش و بام و عماراتش با كلهاى الوان از نركس و سنبل و ريحان و شقايق و غير آنها مزيّن مدّت نه ماه بامهاى آنجا خالى از رياحين و كلهاى رنكين نيست و نهر ديكر از رود بسيار خوردتر سمت جنوب رود بزرك ميان كوچها روان و اكثر خانها در كنار آن است هفت پل به‌غايت عظيم بر رود بزرك بسته‌اند كه كشتى از چشمهاى آن مىكذرد و دو طرف رود مسافت يك فرسخ عمارات دلكشا و خانهاى بهجت‌فزاست و تقريبا پنجاه پل بنهر بسته‌اند و سمت مغرب شهر مايل بشمال مصلّائى از عيب مبرّا و مسجدى در آن به‌غايت زيباست و آن مصلّا مربّع طولانى واقع طولش قرب هفتصد كام و عرضش پانصد كام و در جوانب آن چنارهاى سايه‌افكن و زمينش چمن است و پركنهء پاك به شهر متّصل در فصل بهار باغ ارم از ديدارش منفعل است و قرب پانزده قريه در اوست و هريك از باغات او چون مينو است و در آنجا بحيره‌ايست شيرين و در اوست كلهاى رنكين آبش در غايت صافى و لطافت و ملوك سلف سنك‌ريزهاى الوان در آن بحيره ريخته‌اند جهة تفريح و تفرّج و دور آن بحيره چهار فرسخ مىشود و در اطرافش ملوك كوركانيّه باغات چند و بساتين ارجمند ساخته‌اند كه ديدهء كردون مانند آنها كم ديده و كوش زمانه كمتر شنيده است مردم كشمير اكثر حنفىمذهب و ديكر شيعهء اماميّه و ديكر هندو و مقتدر جماعت سنكانند و اكثر هندوان آن ديار نويسنده و طبع فرخنده دارند و عموما از متاع حسن و جمال برخوردارند و در غنج و دلال رشك بتان روزكارند شيخ سعدى فرموده شعر همخانهء جاودان بابل * همسايهء لعبتان كشمير و خواجه فرموده شعر بشعر حافظ شيراز مىرقصند و مىنازند * سيه‌چشمان كشميرى و تركان سمرقندى و يكى ديكر اين رباعى را كفته بد نكفته رباعى