زين العابدين شيروانى
569
بستان السياحه ( فارسي )
ذكر منصوره مدينهايست معموره از مداين كشور مصر و سمت شمال قاهره واقع و جوانب آن واسع است قرب پنجهزار باب خانه در اوست و نواحى چند مضافات اوست در كنار رود نيل اتّفاق افتاده و اكثر مشتهياتش مهيّا و آماده است باغات دلكشا در آنجا بسيار است و مردمش همكى قوم عرب و شافعىمذهبند راقم چند روز در منصوره بوده و با مردمش معاشرت نموده خالى از مردمى نباشند ذكر منصورآباد نام چند قريهايست خرّم بنياد يكى در عراق و ديكر در خراسان و ديكر در فارس چندان تعريف ندارند ذكر موشآباد قصبهايست خجسته بنياد و از قصبات ارمنيّه كبرى و محلّى است دلكشا در شش فرسخى شهر بدليس در ميان جبال شامخه واقع و طرف مشرقش واسع است قديم الايّام آن قصبه شهر بزرك بوده شيخ حسن چوپانى كركى كرده آنجا را خراب نموده و لوازم قتل و غارت نسبت بدانجا بجا آورده اكنون قرب هزار باب خانه در اوست و نواحى چند مضافات اوست آبش خوشكوار و هوايش سازكار و در قرب و جوارش مرغزار بسيار و چمنهاى خلد آثار است مردمش طايفه كرد و حنفىمذهب و جماعتى متعصّبند از ديركاه دارالامارهء جماعت اكراد بوده مايل بجور و فسادند ذكر موره بفتح ميم مع الواو و فتح راء و سكون هاء ولايتى است عظيم و كشوريست از قديم و اطراف آن ديار دريا و يك طرفش اندك صحراست كويند هفتصد ميل دور اوست و آب و هوايش نيكوست و مشتمل است بر بلاد بسيار و نواحى بيشمار از اقليم پنجم بهغايت معمور و مشتهياتش موفور است آن كشور از توابع روم ايلى است مردمش اكثر حنفىمذهب و خوشمشرب و سفيدرخسار و از متاع حسن و جمال برخوردارند و فواكه سردسيرى و كرمسيريش بسيار و درخت زيتونش بيشمار است اكرچه راقم به موره نرفته امّا اهل آنجا را ديده است ذكر موصل شهريست بارض عراق متّصل صاحب معجم كويد كه آن از بلاد اسلام است و آن را باب عراق و باب خراسان كفتهاند و بواسطهء آن موصل نام كردهاند كه وصل كرديده ميان جزيرهء عراق و باميان و دجله و فرات و بعضى كويند پادشاهى كه آن كشور را بنا نموده آن را موصل نام بوده است و بروايتى اوّل كسى كه آن را احداث كرد زوايد بن سودا نام داشت و در فرس او را اردشيرش نام كفتندى بعد از آن در زمان اسلام مروان حمار آن شهر را عمارت كرد و در وسعت و عظمت آن اهتمام تمام بجاى آورد و بامصار كبار ملحق ساخت و در آنجا آب روان و باغستان اندكست و هوايش در موسم زمستان سرد و در تابستان كرمست و اكنون دار الملك ديار ربيعه است و سمت شمال بغداد واقع و هفت مرحله دور و اكثر مشتهياتش موفور است مردمش اكثر قوم عرب و اغلب حنفىمذهب و قليلى شافعى و اقلّ قليل تفضيلى و شيعهء اماميّه و علىاللّهيند اكرچه راقم نديده امّا مردم موصل بسيار ديده است ذكر مهديّه در كتب تواريخ مسطور است كه اوّل ملوك بنى فاطمه آنجا را بنا نموده و در زمان ايشان دار الملكشان بوده و در ارض مغرب بزركتر از آن شهر نبوده ذكر مهنه از توابع خاوران و از مضافات خراسان و شيخ ابو سعيد بن ابو الخير كه اعرف عرفاى زمان خود بوده از آنجا ظهور نموده ذكر مهيار قريهايست آبش ناكوار و هوايش اندك حارّ و خلقش ناسازكار و همكى شيعىمذهب و بدمشربند و آن قريه ما بين اصفهان و قمشه واقع و سمت شمال و جنوبش فىالجمله كرفته و دو طرفش واسع است مكرّر مشاهده شده است و قرب دويست خانه در اوست و دو سه مزرعه مضافات اوست و شاه سليمان صفوى كاروانسرائى در غايت متانت در آنجا ساخته است دريغا كه رو به خرابى است ذكر مهراج دو بلوكست در الكاى كشمير يكى كامراج و ديكر مهراج نام دارد مشتمل است بر قراى معموره و مزارع مشهوره و باغات نيكو و بساتين چون مينو آبش فراوان و برنجش بهغايت ارزانست كويند سيصد پاره قريه در اوست و هواى آنجا بسيار نيكوست راقم مشاهده كرده است ذكر ميانج اكنون به ميانه مشهور و در السنة و افواه مذكور است ما بين تبريز و زنجان واقع و اطرافش فىالجمله واسع است قريهايست قصبه مانند و محلّى است خاطرپسند قرب پانصد باب خانهء در اوست و چند مزرعه مضافات اوست اصل عين القضاة همدانى مؤلّف زبدة الحقائق از آنجا بوده و در بلدهء همدان آسوده است راقم ميانج را مكرّر ديده و مردمش مشاهده كرديده است ذكر ميامى قريهايست فرخندهپى در زمين هموار اتّفاق افتاده و جوانب آن كشاده است آبش از كاريز و هوايش فرحانكيز قرب پانصد باب خانه در اوست و چند قريه مضافات اوست آبش خوب و هوايش مرغوب مردمش همكى شيعهء