زين العابدين شيروانى

565

بستان السياحه ( فارسي )

كويند و در عرف علماء اخبارى ولايتى است از كشور ايران و مشتمل است بر بلاد فراوان بلده جندق و بيابانك و طبس سينا من جمله از آنست طولش از مغرب بسوى مشرق كشيده ابتداء آن از ملك رى و غايتش بولايت سيستان عرضش كم و صحراى آن بسيار و اكثرش شوره‌زار و ريكستانست و دزد و قطّاع الطّريق در آنجا فراوانست و دزدانش طايفهء بلوچ و كرد و تركان است مكرّر مشاهده شده است ذكر مكّه معظّمه شهركيست مشهور اكرچه در كلام مجيد ام‌ّالقرى مذكور است طولش از جزاير خالدات غرو و عرضش از خطّ استوى كام خوب مناسب افتاده است كه در طول و عرض مرتبهء عزّ و كام دارد آن شهر در ميان جبال واقع و از اقليم دويّم و هوايش كرم و آبش كم و خاكش لم يزرع است يعنى زراعت در آن ولايت نيست و قرب چهار هزار باب خانهء عالى سه طبقه همكى از سنك و چوب به‌غايت خوب در اوست و نواحى چند مضافات اوست مردمش قوم عرب و شافعىمذهب و ضعيف اندام و اسمر اللّون و سياه‌فامند اصل كعبه در ميان درّه اتّفاق افتاده و طرف مشرقش جبل بو قبيس واقع و سمت مغربش كوه ساما از طايف هشت فرسخ دور و بركت الهى در آنجا موفور است در كتب اخبار مذكور است كه چون حضرت آدم از بهشت به زمين سرانديب هبوط نمود قرب صد سال بتضرّع و زارى مشغول بود تا آنكه بارىتعالى توبهء او را قبول فرمود همواره آن حضرت بر فوت بهشت تاسّف خوردى و در مفارقت خلد برين بىقرارى كردى بارىتعالى از روى كرم خانه به دو فرستاد او را بر زمين كعبه فرود آوردند و آن خانهء بود از يكپارچه ياقوت با قناديل زرّين كويند نام آن خانه بيت المعمور بود و آدم ع به زيارت آن معمور شد و آن حضرت بدان خانه آرام كرفت بروايتى بوقت طوفان و بقولى در عين وفات خليفهء زمان آن خانه را به آسمان بردند و شيث ع بن آدم ع در محلّ بيت المعمور خانهء بنا نمود و آن خانه در زمان طوفان خراب شد تا مدّت دو هزار سال كم و پيش بر آن بكذشت و چون هاجر اسماعيل ع را از ابراهيم ع آورد ساره را رشك آمد ابراهيم ع را الزام كرد تا هاجر و اسماعيل ع را از پيش ساره دور كند حضرت ابراهيم ايشان را بدان زمين آورد و مادر و فرزند را بلطف الهى سپرده مراجعت نمود هاجر بطلب آب بر آن كوهها مىدويد و آب مىطلبيد آن دويدن را بر حاجيان واجب كردانيد و اسماعيل ع مىكريست و پاشنهء پاى خود را بر زمين مىماليد و از زير پاشنهء آن حضرت آب زمزم ظاهر كرديد و چون هاجر از طلب آب بازكشت و آب را مشاهده نمود پارهء از خاك بدور آن آب پاشيده تالّف نكردد مرويست كه اكر هاجر آب زمزم را بند ننمودى از همه رودها بزرك‌تر بودى و بروايتى اكر اهل آنجا كافر نشدى آب آن بر زمين آمدى و چون آب زمزم پيدا شد قوم جرهم آنجا رفتند و مسكن كرفتند و حضرت اسماعيل ع در ميان ايشان پرورش يافت و به مرتبهء رشد و تميز رسيد و ابراهيم ع به اشارهء جبرئيل از ملك شام به مكّه شتافت و بتعليم روح الامين ع بمدد اسماعيل از سنك كوه قيقاع بناى خانهء كعبه نمود ليكن او را سقف نبود بامر حقتعالى حجر الاسود را از بهشت همراه آورده بود و در زمان و در زمان طوفان در كوه بو قبيس وديعت نموده جبرئيل ع او را ظاهر كرده بابراهيم ع داد و آن حضرت در موضع معهود نهاد كويند آن سنكى بود به مقدار نيم كز تقريبا در اوّل بسيار سفيد بود به سكه جماعت كفّار دست ناپاك بدان ماليدند چون دل ايشان سياه كشت كما قال النّبى ص انزل حجر الأسود من الجنّة و هو اشدّ بياضا من اللّبن فسوّدته خطايا بنى آدم كويند آن سنك به آب فرونمىرود و به آتش كرم نمىشود بعد از اتمام آن مقام واجب الاحترام ابراهيم و اسماعيل عليهم السّلام كفتند آيهء رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ و جبرئيل ع نازل شده بشارت قبول رسانيد و پدر و پسر به‌موجبى كه جبرئيل ايشان را تعليم كرده بود مناسك حج بجاى آوردند و خلايق به زيارت آن خانه مأمور شدند و در آنجا مقام كردند و بناهاى خير ساختند و عمارات نيكو پرداختند در ابتداء غير از زمزم آب نداشت حكايت آن چاه و انباشتن او را كس نمىدانست عبد المطلب جدّ رسول خدا در خواب ديد و حفر نمود و در آنجا آهوان زرّين و اسلحهء يافت و قريش با او نزاع كردند تفصيل آن در كتب اخبار مذكور است آن چاه طرف مغرب كعبه واقع است و چهل كز عمق اوست و آب آن چاه شورناكست و زبيده خاتون زوجهء هارون در مكّه كاريزى اخراج كرد و بعد از مدّتى روى به خرابى آورد و مقتدر عبّاسى تعمير نموده آب جارى ساخت و بعهد القائم باللّه ديكرباره مطموس كشت و او بيرون آورد و بمرور ايّام ديكرباره خراب شد و ناصر خليفه بيرون كرد اكنون در مكّهء معظمه آب روان و از سمت طائف و عرفات و منى در جريانست در حوالى حرم