زين العابدين شيروانى
554
بستان السياحه ( فارسي )
و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين ذكر مرغاب نام چند موضع است يكى در فارس آن را مشهد مرغاب نامند كويند مادر سليمان ع بن داود ع در آنجا مدفونست طرفه مقامى در مزار آن ساختهاند و قريه مرغاب قرب دويست خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست و آن قريه در زمين پست و بلند اتّفاق افتاده آبش فراوان و حبوبش ارزان و آن قريه در چهار منزلى شيراز در راه اصفهان واقع است مكرّر ديده شده و ديكر مرغاب خراسانست راقم نديده امّا مردمش مشاهده كرديده است اشخاص صاحبكمال از آنجا ظهور نموده است و ديكر مرغاب كرمان است و آن قريهايست در ميان كوه اتّفاق افتاده مشاهده شده ذكر مرو بر وزن سرو از بلاد قديمه خراسان كويند اكنون ويرانست از اقليم چهارم هوايش اندك كرم و از بناهاى طهمورث ديوبند بوده و اسكندر رومى در عمارت آن نيز سعى نموده و سالها دار الملك ملوك سلاجقه بوده و در زمان چنكيز خان بقتل عام خراب شده كويند هزارهزار و سيصد هزار و كسرى عدد مقتولان برآمده و در زمان شاهرخ ميرزا و شاهان صفويّه فىالجمله كسوت عمارت پوشيده بعد از انقراض دولت ايشان باركان آبادى آن خلل رسيده و در زمان حكومت بيرامعلى خان بجور ازبكان بكلّى خراب كرديده ارباب فضل و كمال و اهل وجد و حال از آنجا ظهور نمودهاند منجمله سيّد مباركشاه و عسجدى شاعر و مجد الدّين از آنجا بودهاند ذكر مرهته بفتح ميم و سكون راء و هاء مفتوح و تاء و سكون هاء ثانى نام طايفهايست از هندوستان امّتى بسيار و قومى بيشمارند اكنون قرب صد و پنجاه سال مىشود كه چند صوبه دكن و هند را حكومت كذارد و در كمال اقتدارند تخمينا صاحب سيصد هزار سوارند ذكر مرادآباد شهريست خجسته بنياد از توابع شاه جهانآباد در زمين هموار اتفاق افتاده و جوانب آن كشاده از اقليم سيّم هوايش اندك كرم و آبش خوشكوار و باغاتش بسيار قرب شش هزار خانه در اوست و نواحى خوب مضافات اوست مردمش اكثر هندوان و ديكر حنفىمذهب و قليلى سادات صحيحالنّسبند راقم چند يوم در آن شهر بوده و با چند نفر از بزركان آنجا ملاقات نموده روزى در حين كردش در ميان شهر باغى مشاهده نموده صاحب آن باغ هندوئى بود و مرا به سياحت باغ دعوت فرمود الحق طرفه بستانى ديد و عجب كلستانى مشاهده كرديد صد نفر بر آن باغ موكّل بودند كه با مقراض بركهاى درختان را برابر مىنمودند چندان نظم و ترتيب در آن باغ ديد كه خرد خوردهشناس از مشاهده آن حيرت نمود مالك باغ دو سه روز راقم را مهمان كرده بلوازم مهماننوازى پرداخت و در آن مهماننوازى بهغايت تكلّف ساخت در اثناى صحبت كفت كه هفت لك روپيه بر اين بوستان خرج شده و راست كفت ذكر مرودشت كه مشهور به مردشت بدون واو است بلوكى است از بلوكات شيراز و ناحيهايست بهجتطراز قرب سى پاره قريه در اوست و آب و هوايش نيكوست تختجمشيد در آن بلوك اتّفاق افتاده و اطراف جميع قراى آن كشاده است مردمش شيعىمذهبند مكرّر ديده شده است ذكر مرشدآباد شهريست شايسته بنياد آن را مقصودآباد نيز كويند در زمين هموار واقع و اطرافش واسع از اقليم دويّم هوايش كرم و ناسازكار و آبش فىالجمله خوشكوار و خاكش با رطوبت و شهريست با وسعت قديم الزّمان دار الملك بلاد بنكاله بوده بمرور ايّام روى به ويرانى نموده اكنون قرب سى هزار باب خانه در اوست و نواحى معموره و قراى مشهوره مضافات اوست عمارات آن شهر اكثر دوطبقه و سه طبقه بهغايت خوب و مساجد و تكاياى آنجا بسيار خوشاسلوب است باغات خرّم و بساتين چون ارم در آن ديار بسيار و ارباب دولت و اصحاب ثروت در آن ولايت بيشمارند مردمش اكثر هندوان و مقتدر اهل ايمان و حنفىمذهب نيز فراوانند فواكه كرمسيريش فراوان و حبوب و غلّاتش ارزان و رود بزرك از قرب و جوارش مىكذرد و بسبب رطوبت همواره زمين آن ولايت با نضرت و خضرت است راقم چند كاه در آنجا بوده و با اكابر و اعاظم آنجا ملاقات نموده عموما نيكمحضر و لطيفپيكر و مليحمنظرند و اكثر ايشان بعيش و طرب و لهو و لعب اوقات بسر برند از اعيان آن ديار بذكر دو نفر اقدام مىنمايد ذكر رامچند از اعيان پايه بلند و پسرزاده جكرثيت بود و به كثرت دولت و وفور ثروت بر اكثر متموّلان هند تفوّق مىنمود به زيور اخلاق پسنديده و كمالات كزيده آراسته و از خصايل ذميمه و افعال رذيله پيراسته بود و با وجود آنكه از اهل تجارت بود در جود و سخا كمتر كسى با او برابرى مىنمود و بر صحبت ارباب كمال و اصحاب حال راغب بود و در تحصيل رضاى خاطر ايشان زر وافر صرف مىنمود روزى فقير از رامچند سؤال نمود كه از دولت جدّ شما اهل هند حكايات غريبه مىكنند