زين العابدين شيروانى
546
بستان السياحه ( فارسي )
چون فرزدق به آن وفا و كرم * كشت بينا قبول كرد درم راقم كويد كه از اخبار بسيار بر وجه عموم معلوم مىشود كه آن حضرت را وليد بن عبد الملك مروان مسموم كردانيد و بدان زهر هماى عرشپيماى روح آن حضرت ( ع ) در بوستان عدن آشيان كزيد بعضى كويند هشام بن عبد الملك بر آن امر شنيع اقدام نمود و در كتب اخبار مذكور است كه آن حضرت ( ع ) هشت پسر و هفت دختر داشت و بروايتى دوازده پسر و نه دختر آن جناب را بود و برخى كويند كه در اصل دختر نداشت و اسامى اولاد ذكور آن حضرت بر اين موجب است امام محمّد باقر ( ع ) كه از امّ عبد اللّه فاطمه بنت امام حسن ( ع ) بوجود آمد و زيد كه در كوفه بشرف شهادت مشرّف شد و عمر و عبيد اللّه و عبد اللّه و حسن و حسين و على و بقول صاحب كتاب كزيده على افطس لقب داشت و اولاد آن حضرت اناث بر اين موجب است خديجه فاطمه عليّه ام كلثوم امّ حسن مليكه امّ موسى و در ساير اولاد آن حضرت اختلافست و اللّه اعلم ذكر امام الهمام محمّد الباقر بن على بن حسين بن علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام آن حضرت خامس ائمّه اثنى عشر امام جنّ و بشر است ولادت آن حضرت ( ع ) موافق مشهور در روز جمعه يا سهشنبه غرّه ماه رجب المرجّب و بقول بعضى در سيّم ماه صفر در مدينهء منوّره در سال پنجاه و هشت از هجرت واقع شده اسم مبارك آن حضرت ( ع ) محمّد و كنيت همايونش ابو جعفر و لقب ميمونش باقر ( ع ) مرويست كه حضرت رسول ( ص ) آن جناب را بدين لقب ملقّب فرموده بود براى آنكه شكافندهء علم اوّلين و آخرين بود جناب رسول ( ص ) فرموده بود جابر انصارى را كه تو او را ملاقات خواهى نمود و سلام مرا به او خواهى رساند مادر آن حضرت ( ع ) فاطمه بنت امام حسن بود و آن حضرت اوّل علوى است كه از دو علوى تولّد نمود و در وقت شهادت جدّ بزركوارش سهساله و بقولى چهارساله بود و با پدر بزركوارش سى و چهار سال زندكانى نمود و زمان امامت آن حضرت نوزده سال بود و در سال صد و چهارده هجرى و بروايتى صد و پانزده هجرى و بقولى صد و شانزده هجرى در ماه ذىالحجّه و بقولى در ماه ربيع الاوّل بزهر عبد الملك مروان و بروايتى وليد بن عبد الملك و بقولى هشام بن عبد الملك از جهان فانى بسراى جاودانى رحلت نمود و در بقيع پهلوى والد بزركوار خود مدفون كشت و در وقت رحلت پنجاه و هشت سال داشت آوردهاند كه آن حضرت سه پسر و يك دختر يادكار كذاشت و بروايتى شش پسر و يك دختر آن سرور را بود بر اين موجب امام جعفر الصّادق ( ع ) و عبد اللّه مادر ايشان امّ فروه بنت قاسم بن محمّد بن ابى بكر بوده و ابراهيم و عبد اللّه از امّ حكيم بنت اسد ابن مغيرة الثقفية تولّد نموده و على و زينب مادر ايشان امّ ولد بود و يكى ديكر بر فقير معلوم نشد از حضرت صادق ( ع ) مرويست كه هشام پدر مرا بشام طلبيد و بعد از كفتكوى بسيار از پدرم پرسيد كه آيا نسب ما و شما كه همه اولاد عبد منافيم يكى نيست پدرم فرمود بلى چنين است و ليكن بارىتعالى ما را مخصوص كردانيده است بمكنون اسرار خود و ديكران را مخصوص نكردانيده است هشام كفت آيا چنين نيست كه حقتعالى محمد ( ص ) را از شجرهء عبد مناف بسوى كافهء ناس مبعوث كردانيده است پس از كجا اين ميراث را مخصوص شما كردانيده است و حال آنكه حضرت رسول ( ص ) بر جميع خلايق مبعوث كرديده است خداى تعالى در قرآن مجيد مىفرمايد وَ لِلَّهِ مِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ * پس بچه سبب ميراث علم بشما آمده است و حال آنكه بعد از محمّد ( ص ) پيغمبرى مبعوث نكرديده و پيغمبرى بشما نرسيده است پدرم فرمود از آنجا بارىتعالى ما را مخصوص كردانيده كه به پيغمبر خود وحى فرستاد و امر نمود رسول خود را كه مخصوص كرداند ما را بعلم خويش به اين سبب پيغمبر برادر خود علىّ بن ابى طالب ( ع ) را مخصوص مىكردانيد به رازى و اسرارى چند كه از صحابه مخفى مىداشت و چون اين آيه نازل شد كه وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ يعنى حفظ آنها را كوشهاى ضبطكننده و نكاهدارنده مىكند پس رسول خدا ( ص ) فرمود كه يا على ( ع ) من از خداى تعالى سؤال نمودم كه آنها را كوش تو كرداند و به اين جهت علىّ بن ابى طالب ( ع ) مىفرمود كه هزار باب علم رسول خدا ( ص ) تعليم من نمود و از هر بابى هزار باب ديكر بر دل من كشود چنان كه شما راز و اسرار خود را به محرمان و مخصوصان خود مىكوئيد و از ديكران مخفى و پنهان مىنمائيد همچنين حضرت رسول ( ص ) اسرار خود را بعلى ( ع ) مىفرمود و ديكران محرم آن نبودند و همچنين حضرت علىّ بن ابى طالب ( ع ) كسى را از اهل بيت خود كه محرم آن اسرار بود به آن اسرار مخصوص مىنمود به اين طريق آن علوم و اسرار بما رسيده است هشام كفت كه على ( ع ) دعوى آن مىكرد كه من علم غيب مىدانم و مردم را از علوم غيب آكاه مىكردانم و حال آنكه بارىتعالى در علم خود كسى را شريك نكردانيده و احدى را بشاهراه غيب نرسانيده است پس از كجا اين دعوى را