زين العابدين شيروانى
544
بستان السياحه ( فارسي )
داده اذان در كوش راست و اقامه در كوش چپ آن حضرت آن حضرت كفت و حسين ( ع ) نام نهاد كه مرادف شبير است و شبير نام دويّم پسر هارون ( ع ) بود القاب همايون آن حضرت سيّد و طيّب و رشيد و وفى و زكى و مبارك و سعيد و سبط كفتهاند و كنيت آن جناب ابا عبد اللّه ( ع ) و در وقت رحلت جناب رسول ( ص ) شش سال و چندماهه بود و در زمان شهادت والد بزركوارش سى و ششساله بود و ده سال در زمان برادر عالىكوهرش زندكانى نمود و بعد از شهادت حضرت امام حسن ( ع ) ده سال و كسرى امامت فرمود و در روز جمعه يا دوشنبه دهم محرّم الحرام در سنه شصت و يك هجرى به حكم يزيد بن معاويه و بجور عبيد اللّه بن زياد حاكم كوفه و بظلم عمر بن سعد وقاص و بتيغ شمر ذو الجوشن با هفتاد و دو نفر از فرزندان و برادرزادكان و خويش و مخلصان بعز شهادت رسيد و بقول يافعى هشتاد و دو كس بودند كه در ركاب آن جناب جان خود را فدا نمودند منجمله شانزده نفر از اولاد و اخوان و اخوانزاده و بنى اعمام آن حضرت ( ع ) بودند و با ساير شهداء سر در قدم آن حضرت نهاده طريق شهادت پيمودند و بمضمون صدق مشحون وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ در قرب حضرت حق جلّ و علا حيات ابدى يافتند فقير كويد كه قبل ازين در موقع خود ذكر شده كه هركس به حق سبحانه و تعالى نزديكتر است زحمت و بلاى او بيشتر است چنان كه در كتاب كافى از حضرت ابى عبد اللّه ( ع ) مرويست كه قال انّ فى كتاب علىّ انّ اشدّ النّاس بلاء النّبيّون ثمّ الوصيّون ثمّ الأمثل فالأمثل و انّما يبتلى المؤمن على قدر اعماله الحسنة فمن صحّ دينه و حسن عمله اشتدّ بلاؤه و ذلك انّ اللّه عزّ و جلّ لم يجعل الدّنيا ثوابا لمؤمن و لا عقوبة لكافر و من استخفّ دينه و ضعف عمله قلّ بلاؤه و انّ البلاء اسرع الى المؤمن التّقى من المطر الى قرار الأرض از اين حديث و احاديث ديكر مستفاد مىشود كه اكر مؤمنى را ذلّتى و زحمتى نرسد و رنج و عنا لاحق او نكردد آنكس بكمال ايمان نرسيده و مؤمن ممتحن نكرديده عارفى كويد كه موافق آيهء كريمهء لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ چيزى كه كرامىتر است بايد كه آن را در راه خداى تعالى بذل نمود و از جان عزيزتر هيچ متاعى نيست و در راه دوست بذل مال و جاه ممكن و در نزد بعضى كسان آسان امّا جانبازى نه كار ناكسان است نه هر مدّعى ناز پرورد جانبازى تواند نمود و نه هر سايه خسب بىدرد طريق سراندازى تواند پيمود نظم نازپرور و تنعّم نبرد راه بدوست * عاشقى شيوهء رندان بلاكش باشد اسماعيل و اسماعيلى بايد كه درين محفل پروانهسان جان خويش را بشمع جمال جانان فدا سازد و حسين و حسينى بايد كه مردانهوار در ميدان عشق به ياد معشوق سراندازد و تو قياس از خويش كير و انصاف پيش آور كه اكر محتاجى پيش تو آيد و زبان احتياج كشايد نخست باب بهانه كشائى و سؤال دور و دراز نمائى و اكر احيانا دانكى و درمى بدهى منّت بر خدا نهى و محبّت مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها پيش آرى و ده در دنيا و صد در آخرت توقع دارى و در عوض دانك و درم حور و غلمان كَأَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَ الْمَرْجانُ خواهى و تو خدا را از جهة جاه و منزلت پرستش نمائى و اكر امتحان وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ پيش تو آيد آيهء وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ را حجّت آورده دواسبه طريق عراق پيمائى بيت كر شير نه مكذر ازين پيشه شيران * كآغشته به خونند در اين بيشه دليران آوردهاند كه آن حضرت شش فرزند داشت اوّل على اصغر كه مادرش شاه زنان بنت يزدجرد بن شهريار بود دويّم على اكبر از امّ ليلى بنت ابى عروة بن الثقفيّة تولّد نمود و در كربلاى معلّى شهيد كشت سيّم جعفر كه مادر او قضاعه بود در زمان پدر وفات نمود چهارم عبد اللّه كه والدهاش ربابه بنت امرئ القيس است در كربلاى معلّى تير خورده شهادت يافت پنجم و ششم فاطمه و سكينه بودند از امّ اسحاق بنت طلحة بن عبد اللّه در وجود آمدند و بعضى اولاد ذكور آن حضرت را پنج نفر نوشتهاند يكى از ايشان عمر نام داشت و اللّه اعلم بحقايق الحال ذكر امام الهمام على بن الحسين بن علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام آن حضرت از ائمّه اثنى عشر رابع و در امامت آن جناب نصّ صريح واقع است ولادت آن حضرت در پانزدهم ماه جمادى الاوّل در سال سى و شش از هجرت روى داد و بروايتى در روز جمعه و بقولى پنجشنبه پانزدهم جمادى الثانى و قيل در ماه شعبان در سنهء سى و هشت هجرى و دو سال قبل از شهادت امير المؤمنين ( ع ) اتّفاق افتاد و با امام