زين العابدين شيروانى
476
بستان السياحه ( فارسي )
باس ما لم يعص به يعنى سؤال كرد على بن جعفر از برادر خود موسى بن جعفر ( ع ) از غنا كه در وقت نشاط و عيش جائز است مثل حالت فتح و فيروزى و جشنها كه مىباشد حضرت ( ع ) فرمودند كه غنا جائز است مادامىكه عصيانى با آن نباشد مثل مجلس فسق و سبب انبعاث شهوت بهيمى كه منافى روحانيست يا اسماع زن آواز خود بمرد اجنبى نباشد قصورى ندارد و اين حديث اباحت غنا در غير قرآن و دعا و ذكر و مرثيه و شعر حكمتآميز مىرساند مكر آنكه آن غنا متضمّن معصيتى باشد پس از اين حديث ظاهر مىشود كه حسن صوت هر قسم باشد از تحرير و ترجيع جائز است و آنچه با معصيتى از منهيّات شارع باشد مثل مجلس خمر و خواندن با ساز و عود و بربط و صداى نامحرم و هرچه انبعاث شهوت كند حرام است و غنا چنان كه در من لا يحضره الفقيه ابى بصير از حضرت امام جعفر الصّادق ( ع ) نقل نموده قال قال ابو عبد اللّه ( ع ) اجر المغنّية الّتى تزف به العرائس ليست به باس اذ ليست بالّتى يدخل فيه الرّجال يعنى ابو بصير كفت كه حضرت امام جعفر الصّادق ( ع ) فرمود كه اجرت مغنيّه در وقتىكه عروس به خانه شوهرش مىبرند سرود مىكويند قصورى ندارد و اين از آن مغنّيه نيست كه مردان بر او داخل شوند مخفى نيست كه اكر اين قسم غنا حرام بودى اجرت او نيز حرام بودى چه فعل حرام حرام است و حضرت تجويز آن نمىفرمود و اين صريحست در اينكه غنا فى نفسه حرام نيست بلكه باعتبار فعل حرام كه دخول نامحرم است حرام مىشود پس غناء حرام غنائيست كه با فعل حرامى باشد نه مطلق غنا چنان كه اين حديث كه ابى بصير روايت كرده نيز دالست بر آنكه قال سألت ابا جعفر ( ع ) عن كسب المغنيّات فقال الّتى يدخل عليه الرّجال حرام و الّتى يدعى الى الاعراس ليس به باس يعنى سؤال كردم از حضرت امام محمّد باقر ( ع ) از كسب و اجرت زنان غناكننده حضرت فرمودند كه زنان مغنّيه كه مردان بر آن زنان داخل شوند يعنى در مجلس مردان و جائى كه مردان بيكانه آواز ايشان مىشنوند كه مىخوانند غناء در چنين مقامى حرام است و اجرتش نيز حرام خواهد بود و اكر جائى كه چنين نباشد مثل آنكه در ميان زنان بخوانند و آواز ايشان نامحرم نشنود مثل مقامى كه عروس به خانه شوهر مىبرند و مردان بيكانه اصلا در ميان ايشان نباشند و آواز ايشان نشنوند هيچ باكى نيست و همچنين اين حديث كه عبد اللّه بن حسن دينورى از حضرت ابى الحسن ( ع ) روايت كرده قال قلت جعلت فداك اشترى المغنّية او الجارية لحسن ان تغنّى به اريد به الرّزق لا سوى ذلك قال ذلك اشتر و بع يعنى از حضرت سؤال كردم و كفتم كه من فداى تو شوم من كنيز مغنيّه يا دختر مغنّيه ترديد از راويست كه غنا را خوب مىداند مىخرم و بواسطهء اين مىخرم كه وسيلهء رزق من باشد از اجرت او يا قيمت او و ديكر مطلبى از خريدن مغنيّه ندارم كه منكوحه من باشد يا خدمتى ديكر براى من كند حضرت فرمودند بخروبفروش و اين دال بر جواز و غناست بهر حيثيّت كه باشد چرا كه مىكويد كه خوب مىخواند و بجهة آنكه خوب مىخواند او را مىخرم كه بسبب آن تحصيل روزى كنم و تا ترجيع صوت نكنى و از مقامى بمقامى نبرى خوب نمىتوان خواند و در عرف آن را خوب نمىكويند و الفاظ ماخوذه در شرع محمول بر تفاهم عرفست و عبارت لحسن ان تغنى صريحست كه مقامات و طريق خوبخواندن را خوب مىداند و امر حضرت كه بخروبفروش صريحست در اباحت خواندن فى نفسه كه اكر چنين نمىبود خريد و فروخت و اجرت او حرام بودى چنان كه اين حديث نيز دلالت صريح دارد كه على بن جعفر از برادر بزركوار خود سؤال نمود قال سألته عن الغناء فى الفطر و الاضحى و الفرح قال لا باس ما لم يعص به يعنى سؤال كردم از آن حضرت در غناء در عيد ماه رمضان و در عيد قربان فرمودند كه هركاه مقارن معصيتى نباشد قصورى ندارد ديكر سماعه از حضرت ابى جعفر ( ع ) روايت كرده قال جئنا نريد الدّخول عليه فلمّا صرنا الى الدّهليز سمعنا قراءة سريانيّة بصوت حسن يقرأ و يبكى حتّى بكى بعضنا و به روايت ديكر قال جئت الى باب ابى جعفر ( ع ) لاستاذن عليه فسمعنا صوتا بالعبرانيّة فظنّنا انّك بعثت رجلا من اهل الكتاب تستقراه قال لا لكن ذكرت مناجاة ايليا لربّه فبكيت حاصل معنى آنكه راويان مىكويند كه ما اراده داشتيم كه امام عليه السّلام را زيارت