زين العابدين شيروانى
463
بستان السياحه ( فارسي )
و طريق لعن و طعن آن دو فرقه بلكه ساير فرق اسلام در آنجا جاريست به مرتبه كه اكر ازين دو فرقه كسى را در كربلا دانند هرآينه وجود او را نابود و معدوم كردانند چنان كه ميرزا محمّد اخبارى را بعد از تفسيق و تفجير و تكفير خون او را مباح نمودند و فتوى بر قتلش دادند آخرالامر با يك پسر و يك شاكرد او را با قبح وجهى بقتل آوردند و اسباب و اشياى خانه او را غارت كردند و همچنين شيخ احمد لحساوى را با وجودى كه اخبارى نبود و بعضى از عرفاء را نيز مذمّت مىنمود چون طريقهاش بعرفان و اخبار قريب بود لهذا تكفيرش نمودند و دمار از روزكارش برآوردند در مجامع و محافل خاص و عام بر آن لعن كردند و اراده نمودند كه مانند ميرزا محمّد اخبارى هلاكش نمايند شيخ احمد بطريق اضطرار عزم بيت اللّه الحرام كرد و هم در قرب مدينه منوّره روى توجّه بصوب آخرت آورد و سيّد كاظم كه از تلامذه او بود نيز تكفيرش نمودند و علانيه حكم بر لعن و مذمّت او كردند و همچنين فرقه عرفاء و جماعت صوفيّه را بجاى تلاوت قرآن و ذكر حضرت سبحان و تهليل و تسبيح در مساجد و بالاى سر جناب سيّد الشّهداء ( ع ) لعن مىكنند و در پنهان و آشكار بجاى تكبير و استغفار لعن و طعن بر جماعت اخبارى و شيخ احمد لحساوى و مريدان او مىنمايند بعد از فرق ثلاثه صاحبان مذاهب اربعه را به تازيانه لعن و مذمّت مىنوازند از حكيمى پرسيدند كه خلاصهء عقايد سنّى و شيعه چيست در جواب فرمود كه خلاصهء عقايد سنّى آنست كه بعد از حمد حضرت آفريدكار و نعت جناب رسول ( ص ) مختار رحمة اللّه على جميع الفاسقين و الفاسقات و الفاجرين و الفاجرات و خلاصهء عقيدهء شيعه آنست كه بعد از حمد حضرت بارىتعالى و نعت حضرت مصطفى لعنة اللّه على جميع المؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات حاصل كلام و خلاصهء عقيدهء علماى آن مقام اينست كه جميع فرقهء اسلام و پيروان حضرت خير الانام و شيعيان ائمّهء لازم الاحترام فاسق و فاجر بلكه كافرند مكر اصوليين و مجتهدين فضيلت قرين و مقلّدان ايشان و معتقدان اصوليان راقم كويد كه مولانا محمّد كاظم هزار جريبى كه سالها در كربلا مجاور و امام جماعت و مقتداى امّت بود و خلق را بر لعن فرق ثلاثه ترغيب و تحريص مىنمود از كثرت لعن نمودن او بر طوايف ثلاثه بل اربعه كه فرقهء حكماى اسلام را نيز داخل نموده بكاظم لعنتى شهرت يافته بود تا كسى مولانا محمّد كاظم لعنتى نكفتى او را كسى نشناختى و از وى راقم كتابى مشاهده نمود پوشيده نماند كه مكرّر اسم علماء اصول در اين دفتر ذكر شده اكنون مناسب چنان مىنمايد كه شطرى از عقايد و قواعد ارباب اصول مذكور شود مقال در بيان قواعد اهل اصول و عقايد ايشان بر سبيل اجمال مخفى نماند كه فقير كويد كه آنچه از علماى اصول شنيده و در كتب مجتهدان ديده و از مردمان معتبر تحقيق كرديده خلاصهء كلام اصوليّين آنست كه مىكويند اخباريّين عمل بظواهر كتاب اللّه و احاديث بل اخبار آحاد مىكنند و دليل عقل را معتبر نمىدانند و عمل به ظن را مطلقا حرام مىدانند اين مذهب بهغايت سقيم و بىاعتبار و مردود اولو الابصار است زيرا كه تكليف ثابت و باب علم مسدود است بجهة آنكه كتاب اللّه هرچند قطعى السّند مىباشند امّا ظنّى الدّلاله است زيرا كه آيات قرآنى محكم دارد متشابه عام دارد و خاص مجمل دارد و مبين عمل به ظاهر آن از حدّ اعتدال خارجست و تفسير آن براى حرام و اخذ تفسير از امام لازمست قوله تعالى وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ائمّهء اطهار ( ع ) مىباشند و الحال كه زمان غيبت است و دسترس به امام ( ع ) نيست پس باب علم در باب آيات قرآنى مسدود است و امّا حديث ظنّى الدّلاله و السّند است زيرا كه با وجود بعد عهد ائمّه معصومين ( ع ) و سوانحى كه از براى كتب اخبار من زمان الائمّة الاطهار ( ع ) الى زماننا اتّفاق افتاده است كه ذكر آنها باعث طول كلامست چكونه علم و قطع بسند احاديث حاصل مىشود كه هوهو از ائمّهء اطهار ( ع ) رسيده است بلكه احتمال دارد راوى نقل بالمعنى كرده باشد يا چيزى از عبارت حديث افتاده باشد و غير اين نيز احتمالات دارد و حال آنكه همه احاديث صحيح نيست بلكه بعضى صحيح و بعضى معتبر و بعضى ثقه و بعضى ضعيف مىباشد چنان كه بر متتبّع كتب اخبار مخفى نيست بنابراين تحقيق اخبار آحاد از جميع جهات افاده قطع نمىكند بلكه مفيد ظن است و خبر متواتر كه عبارت از اخبار جماعتى است كه فى حدّ ذاته افاده قطع كند مشروطست به آنكه طبقات روات در