زين العابدين شيروانى

412

بستان السياحه ( فارسي )

راه را باحسن وجهى مسخّر كرد و در تعمير بلاد و تكثير عباد اهتمام تمام فرمود رسم در مه كرفتن را كه عبارت از باج است از حجّاج عجم در مكّه معظّمه موقوف نمود و آن بدعت و اختراع در ملّت بود و از آن راه كذار بر حجّاج عجم زحمت بسيار مىرسيد و موجب آزار و اذيّت طايفهء عجم مىكرديد راقم كويد كه محمّد على پاشا را مكرّر ملاقات نموده و طريق صحبت و مجالست آن شهريار را پيموده است تفصيل آن طولى دارد بعضى حالات و كلمات آن خسرو در كتاب رياض السّياحه مذكور است و السّلام على من اتّبع الهدى ذكر قاسم‌آباد نام چند قريه است خرّم بنياد يكى از قراى طهران و ديكر قريه‌ايست از بلوك اصفهان و ديكر دهى است از دهات كرمان و كويا در فارس نيز باشد همكى معمور و همه چيز آنها موفور است ذكر قاين بر وزن خاين ولايتى است مشهور و دياريست مذكور از اقليم چهارم و بقولى آخر سيم هواى بعضى بلادش كرم و بعضى ملايم و آبش از كاريز و خاكش حاصل‌خيز اكرچه در كتب آن ملك را على حدّه ذكر نموده‌اند ليكن از مضافات خراسانست مردمش عموما شيعىمذهب و حكّام آن ديار جماعت عربند و از مراتب عدل و داد و صلح و سداد بهره‌ورند و در قدمت خاندان و عفّت دودمان بر اكثر حكّام خراسان سرورند اكرچه راقم قاين را نديده امّا بسيارى مردم آنجا را ديده و بصحبت بزركان و زيركان آن ديار رسيده عموم ايشان صابر و قانع و شجاع و دلير و در بعضى اوصاف حميده دلپذيرند امّا اكثر ايشان از معارف انسانى دور و از كمالات نفسانى مهجورند بخل و امساك بر مزاج ايشان غالب و بر جمع ذخاير دنيوى راغب ارباب فضل و كمال و اصحاب وجد و حال از آنجا برخواسته‌اند كه به زيور فضائل مردمى و خصايل انسانى آراسته‌اند در كتب تواريخ مسطور و در السنة و افواه مذكور است ذكر قارص شهريست بزرك و مدينه‌ايست سترك كويند قديم الايّام از شهرهاى ايران بوده اكنون سالهاست كه ملوك روم او را ضبط نموده‌اند آن شهر در راه آذربايجان و ارزنة الرّوم واقع و از اقليم رابع است مردمش ترك‌زبان و حنفىمذهبند چون راقم نديده لهذا بكرد تفصيل آن نكرديده ذكر قادسيّه از مداين سبعهء عراق عرب بوده روزكارش چنان خراب نموده كه از آن بجز نامى در ميان نيست ذكر قاجار نام طايفه‌ايست از طوايف ترك و بقولى از ايلات تركمان قومى انبوه و امّتى فراوانند راقم را معلوم نيست كه از نسل كدام كس و از تخمهء كدام صاحب‌نفسند امّا در كتب تواريخ ديده و از جمعى محققان نيز شنيده است كه در زمان خروج شاه اسماعيل صفوى طايفه قاجار ظهور نمودند و پير محمّد نام و چند نفر از صوفيان اين طايفه نصرت انجام در ركاب آن شهريار بودند و طريق جان‌سپارى و خدمتكزارى در راه آن پادشاه صوفى نهاد سپردند و مال و جان و عرض و ناموس را در ركاب آن مروّج دين صرف كردند طايفهء قاجار در ملك روم و ايران و توران بسيار و در كشور ايران در كمال قدرت و اقتدارند راقم بسيارى از آن جماعت را ديده و بصحبت اشراف و اعيان و معارف و اركان ايشان رسيده و روزكارى با اكابر و اعاظم آن فرقه معاشرت نموده و طريق مجالست و مخالطت آن جماعت پيموده است جماعتى كه در كشور ايران سكونت دارند عموما طريق مذهب اماميّه سپارند و قومى شجاع و دلير و اكثر ايشان مفسد و شرير و بعضى از ايشان در اوصاف حميده دلپذيرند و طايفهء كه در ملك روم و در آن مرزوبومند عموما حنفىمذهب و خوش‌مشرب و دلاور و غريب‌پرور و صحرانشين و با درويشان قرينند و قومى كه در كشور توران و طخارستان‌اند همكى حنفىمذهب و در آن طريقه متعصّبند امّا مخلص درويشان و مشفق ايشانند و مهمان‌نواز و در آن شيوه ممتازند فقير كويد كه اكر در مقام تفصيل احوال طايفهء قاجار ايران درآيد هرآينه كميت خامهء تيزتك بيان در تك و پوى آن اظهار عجز نمايد لاجرم باختصار كوشيده بذكر چند نفر از ملوك ايشان اقدام مىنمايد ذكر سلطان فتحعلى شاه خديويست صاحب اقبال و خسرويست با جاه و جلال به كثرت سيم و زر و در و كوهر و افزونى سپاه و لشكر از ملوك روزكار متفرّد و بوفور خدم و حشم و بسيارى اولاد و احفاد از سلاطين ايّام متوحّد است كويند قرب هزار نفر پسر و پسرزاده و دختر و دخترزاده دارد و بموجب وصيّت عمّ بزركوار افسر شاهى بر فرق نهاد و بقدوم خويش سرير سلطنت را زينت