زين العابدين شيروانى
402
بستان السياحه ( فارسي )
كيرد و مشغول كار شود تا بتدريج روح سالك قوى كردد و به مرتبه برسد كه نظر باستعداد خود از حقتعالى بلا واسطه قبول فيض نمايد و ديدهام كه بعضى علماء نوشتهاند كه صورت مرشد را در نظر كرفتن بتپرستى است و اكثر خلق هم انكار مىكنند لهذا تحقيق اين امر را مىكنيم انشاءالله تعالى بدان اى سالك كه نفس انسان يكلحظه فارغ و بيكار نيست و هميشه از جائى به جائى و از حالى به حاليست و پيوسته در تدبير امور اين نشئه است و صور اين نشئه در نفس او قرار كرفته است و براى آنكه ازين نشئه بعضى اوقات فارغ كردد و از حديث نفس و از وسوسهء شيطان خلاص شود و مبدا خويش را ياد نمايد صاحبان شرايع بامر بارىتعالى وضع انواع عبادات نمودهاند و از جمله عبادت شرعيّه نماز و حجّ و زيارت قبور انبياء و اولياء است و غرض از نماز اينست كه در آنوقت نفس متوجّه جناب حق مىشود بهواسطه اوصاف و اورادى كه در نماز مىخواند و با هيئات قيام و ركوع و قعود و سلام متذكّر حق مىشود و غرض از حج اينست كه در آن موضع شريف بوقت استلام حجر الاسود در وقت طواف حق را به ياد آورد و قال النّبى و انّما شرعت المناسك لإقامة ذكر اللّه و ياد آورد كه در آسمان ملائكه طواف بيت المعمور مىنمايند و مشغول بند كنيد و غرض از زيارت اينست كه برابر مرقد شريف نبى و ولى بايستد و صاحب صورت مرقد را در خيال آورد و با او مكالمه نمايد و قلب را متوجّه صاحب مرقد كند تا بهواسطه او قلب زائر مستفيض شود و همچنين است مساجد رفتن و بجهة خاص متوجّه شدن و حالآنكه از جملهء صفات حقتعالى فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ است وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ است و يا من لا يحويه مكان و لا يخلو منه مكان است و حكماء نيز تصريح كردهاند بهآنچه بيان شده و مجموعه مراتب مذكوره در خيالست كه تا خيال مقيّد به حق شود و جاى ديكر نرود و قلب ملاحظهء جمال حق نمايد كما قال رسول اللّه ( ص ) اعبد ربّك كانّك تراه و ان لم تكن تراه فانّه يراك و اولياء اللّه بحسب اشاره نبى و آل او بنا كذاشتهاند كه در اوايل صورت مرشد را در نظر بكيرد تا از تفرقه و وسوسهء شيطان خلاص شود نظم در آلاء فكر كردن شرط راه است * ولى در ذات حق محض كناه است و شهودى اين فقير شده است كه هر قدر مرشد كاملتر است خلاص از تفرقه بيشتر است تا بمرشد كل مولانا على ( ع ) برسد و ممكن است كه بعضى از بىبصيرتان بكويند كه با وجود مرشد كلّ چه احتياج است صورت مرشد را در نظر كرفتن جواب اينست كه اين مرشد ظاهر عكس مرشد كلّ است و نور قوى نور ضعيف را تمكين نمىدهد تا بهواسطه مرشد ظاهر روح سالك قوى شود و آنوقت مىتواند كه از مرشد كلّ به قدر استعداد خود فيض برد و از اخبارى كه در فصل تعريف عرفاء مذكور شد معلوم مىشود كه مرشد ظاهر عكس مرشد كلّ است انتهى كلامه اعلى اللّه مقامه اين طايفه كويند كه شعر جناب سيّد سجّاد دلالت صريح دارد بر فكر صورت مرشد شعر و ربّ جوهر علم لو ابوح به * لقيل لى انت ممّن يعبد الوثنا و حضرت مولوى در مثنوى در اين باب فرمايد مثنوى چون خليل آمد خيال يار من * ظاهرش بت باطن او بتشكن در جاى ديكر فرمايد ذكر چون جامد شود رو فكر كن * فكر چون جامد شود رو ذكر كن فكر آن باشد كه پيش آيد رهى * راه آن باشد كه پيش آيد شهى شاه آن باشد كه از خود شه بود * نه ز مخزنها و لشكركه بود و خواجه حافظ مىفرمايد بيت خيال روى تو در كاركاه ديده كشيدم * به صورت تو جمالى نديدم و نشنيدم و امثال اينها در اخبار و احاديث بسيار است كه دلالت صريح دارد بر مطلب ايشان عرفاء نظما و نثرا عربى و فارسى و غيره به كنايه و تصريح بيان نمودهاند و شخص منصف را همين مقدار كافى و اينقدر وافى است و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّاهرين ذكر فلسطين ملكى است دلنشين از كشور شام و دياريست بركت مقام و محتويست بر بلاد قديمه و قصبات عظيمه و نواحى خوب و قراى مرغوب همكى از اقليم سيّم آب روانش كم و هوايش اندك كرم و سالم است جبالش بيشتر از صحارى و آب بارانش زياده از آب جاريست و محدود است از مغرب