زين العابدين شيروانى

393

بستان السياحه ( فارسي )

پايدار باشد بلكه زياده شود نه آنكه بشومى كفران نعمت به عذاب و بلا كرفتار كردد چنان كه حضرت بارى فرموده لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ بيت شكر نعمت نعمتت افزون كند * كفر نعمت از كفت بيرون كند جناب رسالت مآب ص فرموده قيّدوا نعمة اللّه بالشّكر و ايضا فرموده لا يشكر اللّه من لا يشكر النّاس نظم شكر نعمتهاى تو چندانكه نعمتهاى تو * عذر تقصيرات ما چندانكه تقصيرات ما سيّم شهامت و مراد از شهامت حريص كردانيدن نقش است بر افشاى امور عظام بتوقع ذكر جميل چنان كه از حدّ راستى نكذرد و جانب دين را مرعى دارد و قدم از حدّ اعتدال بيرون نكذارد سى و يكم صبر و مراد از آن سكون نفس است در وقت فقدان مطلوب و مقاومت كردنست با هوس لذّت قبيحه كه از نفس صادر شود و با دشواريها ساختن و آن را بر دل كران نداشتن و خود را به آن شكيبا كردنست نظم كرت چو نوح نبى صبر هست در غم طوفان * بلا بكردد و كام هزارساله برآيد حقتعالى فرموده يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ عارفى كفته هركه با دشواريها خوى كند زود به‌آسانى برسد الصّبر مفتاح الفرج از حضرت رسالت‌منقبت ص مرويست الأيمان نصفان نصفه الصّبر و نصفه الشّكر و از سرور اولياء مرويست الصّبر من الأيمان بمنزلة الرّاس من الجسد حق سبحانه و تعالى صابران را مزد بىحساب كرامت كند چنان كه فرموده إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ صوفيه كويند حقيقت بيرون آمدن باشد از لذّات جسمانى و حظوظ نفسانى و حبس كردن نفس در محنت عبادات و ثبوت قدم بر بساط مجاهدات زيرا كه اكر سالك نفس اماره را در بوته مجاهده نكذارد و از براى تزكيه و تصفيه با سوز آتش صبر نسازد هرآينه در الوان عذاب يار كه عبارت از فراق پروردكار است بايدش سوخت پس صبر بر انقطاع مالوفات و محبوبات فانى اولى است از صبر بر عذاب جاودانى در هر حال صبر وسيلهء ظفر است بر مطلوب و واسطه قرب محبوبست نظم صبر بهتر مرد را از هرچه هست * تا بيابد بر مراد خويش دست سى و دويّم صداقت و مراد از صداقت دوستى به راستى كردنست به اخوان مسلمانان و محبّان و رفيقان و اهتمام بر اجتماع اسباب فراغت ايشان و ايثار نمودن هرآنچه امكانست و اكر از طرف ايشان مكروهى بر دل آيد بدان مكدّر نشدن و بر مقام صفا بودنست فقير معروض مىدارد كه در اين زمان دوست صادق و محبّ موافق به‌غايت نادر و تحصيل او متعذّر است لهذا بعضى دانايان كفته‌اند صديق المرء عقله و عدوّ جهله از رسول اكرم ص روايت شده است العقل بعد الأيمان باللّه تعالى التّودّد الى النّاس و از سرور اولياء مرويست كه الغريب من ليس له الحبيب اشخاصى كه دوستى ايشان براى خدا و لوجه اللّه باشد محبّت و دوستى ايشان بر دوام و مستدام باشد و كسانى كه دوستى ايشان بنا بر اغراض نفسانى باشد عاقبت بر عداوت مبدّل كردد آيهء كريمه الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ بر مطلب ايماست نظم دريغ و درد كه تا اين زمان ندانستم * كه كيمياى سعادت رفيق بود رفيق سى و سيّم صدق مراد از صدق زبان و دل بهم راست داشتن و آنچه در دل بود جز آن بر زبان نياوردنست از نبىّ اكرم ص مرويست عليكم بالصّدق فانّه باب من ابواب الجنّة و ايضا وارد شده النّجاة فى الصّدق و صدق اسمى از اسماء حضرت مقدّس است متّصف بدان شدن نه كار هر بوالهوس است سى و چهارم صلهء رحم و مراد از آن رعايت كردن احوال خويشان به قدر امكانست و در رواج امور ايشان كوشيدن و ايشان را در حصول لذّات دنيوى شركت دادنست حضرت رسول ص فرموده لا تنزل الرّحمة على قوم فيهم قاطع الرّحم يعنى نازل نمىشود رحمت بارىتعالى بر قومى كه در ميان ايشان قاطع صلهء رحم باشد سى و پنجم صمت و مراد از صمت خاموشى است از ناكفتنى سيّما از بسيار كفتن از رسول خدا ص مرويست كه من صمت نجى و در كلام كبار آمده اذا تمّ العقل نقص الكلام بزركان كفته‌اند كه خاموشى پرده عورت جاهل و نادانست و شكوه عظمت عارفان و دانشمندان