زين العابدين شيروانى

11

بستان السياحه ( فارسي )

او را بر روى طالبان معارف كشوده‌اند و چون جمعى از ارباب تاليف از روى تحقيق تحرير نكرده‌اند و از راه تدقيق بقيد تقرير درنياورده‌اند بلكه بمجرّد در كتب ديدن و يا بمحض از كسى شنيدن نوشته‌اند و زمرهء جاهلان و كم‌خردان بر همان قانع كشته‌اند لهذا در كتب مورّخان اختلاف فراوان و در ميان مؤلّفان تعارض و تباين بىپايان مشاهده مىشود على الخصوص اشخاصى كه بر خود كمان فضل و كمال داشته و خويش را مقدّم دانشمندان پنداشته از روى ظن و تخمين نه از راه علم و يقين احوال صاحبان مذاهب مختلفه نكاشته‌اند اكثر ايشان بسبب عدم اطّلاع و نبودن قوّت تتبّع ايشان بمجرّد استماع آن نيز از جمعى غير معقول و از طايفهء بوالفضول در كتب خويش ثبت نموده‌اند و جماعت ديكر بجهة مخالفت كيش و ملّت نظر از طريق تحقيق پوشيده و بادهء تعصّب از جام عصبيّت نوشيده مست شراب تقليد كشته و به حكم حبّ الشّيء يعمى و يصمّ بر امضاى اشتهاى طبع خويش بيان فرموده‌اند و جمعى ديكر به هواى دانهء حبّ جاه و وسعت دستكاه و تحصيل عزّت و تكميل منزلت نزد صاحبان دولت و خداوندان ثروت به دام تملّق و مداهنه خاص و عام و خوش‌آمد عوام كالانعام افتاده طريق ديانت و صداقت را از جهة اندوختن سيم و زر يكسو نهاده بر طبق تمنّاى ابناى زمان حق را پنهان و باطل را عيان نموده‌اند و برخى ديكر بعلّت خوف و هراس و ترس بىقياس كه از مردم جهالت اساس و خلق ناسپاس دارند جهة حفظ عرض و ناموس و اهل و عيال و ملك و مال و غيرهم بر وفق مدّعاى انكروه مكروه تاليفات نكارند و فرقهء ديكر بمحض مقولهء قول كه زيد كفته و يا نوشته كه عمرو ملحد و يا موحّد است ايشان نيز بر قول زيد اعتماد و اعتقاد نموده و نوشته و حال آنكه آن زيد در حال عمر و بصيرت نداشته و از روى عدم علم و تحقيق نكاشته است فرق مذكوره در علماء ملل متفرّقه براى العين ديده و مشاهده كرديده است و اكر كسى به ديدهء انصاف بر احوال ابناى زمان بنكرد و به چشم بصيرت بر اوضاع اهل روزكار نظر كند هرآيينه به عين اليقين وى نيز مشاهده نمايد زهى مردمان بىمعرفت و بينايان بىبصيرت كه بر نوشته اين اشخاص اعتقاد كرده كلمات بىمعنى نسبت بر اولو الالباب كويند و نويسند بزركان كفته‌اند كه طبيب ناقص آفت جان است و طالب علم ناقص آفت ايمان بيت بر بو يك‌دوسه نادان و احمق * ره حق را نموده نفى مطلق بدانكه دانايان كفته‌اند كه تصنيف كردن و تاليف نمودن كار صعب و امر عظيم است على الخصوص جمع و تدوين احوال طوايف و امم و ترتيب و تاليف اوضاع طبقات مردم و تصنيف كردن مذاهب متفرقه و ملل مختلفه به‌غايت امر بزرك و كار ستركست مصرع كار هر بافنده و حلّاج نيست چه نسخ اين‌كونه تاليف به نظر اكابر ملك و ملّت و اعاظم دين و دولت كه در اقطار عالم و امصار بنىآدم‌اند مىرسد و محقّقان هر قوم و دانشوران هر طايفه بر آن نظر مىكنند بلكه كسى كه فىالجمله سواد را از بياض فرق تواند نمود به خواندن و مطالعه كردن آن ميل و رغبت مىنمايد بناء على هذا علماء دين و عرفاء اهل يقين فرموده‌اند كه مورّخ احوال زمان و مؤلف اوضاع ابناى جهان بايد كه خود را از اغراض نفسانى معرّا و تسويلات شيطانى مبرّا دارد و آنچه از اجناس محامد و فضائل و انواع قبايح و رذايل نكارد بىزياده و نقصان و بىكذب و بهتان بقيد قلم آرد و خويشتن را بدست ظنّ و كمان و قياس و امتحان نسپارد و از مرض غرض و حسد و طمع و تملّق و تعصّب و توريه و تقيّه دور دارد بيت در مذهب ما تقيّة و توريه نيست * در ترك و شروع كار ما توطئه نيست در هيچ مقام قدم از طريق صدق و انصاف و تحقيق و علم و دانش بيرون نكذارد تا بموجب من صنّف فقد استهدف نشانهء تير ملامت نشود و در زمرهء فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً محسوب نكردد مناسب مقام است كلام صاحب ملل و نحل كه مضمون او اينست كه چون عالم مقرّ طوايف امم و محلّ اجتماع اصناف بنىآدم و مكان تحاسد و نزاع ايشان