زين العابدين شيروانى
358
بستان السياحه ( فارسي )
نيز خود را اهل رياضت و مجاهده نمىتوانسته كه وانمايد آنكه صورت اهل عبادت و رياضت را دام و سبب تحصيل دنيا و جاه كه مقصود او بوده كرداند و طريقه و روش انبياء و اوصياء و متّقيان و اهل ايقان اعرف و اشهر از آنست كه توانند انكار آن نمود و سلوك و روش ايشان از قناعت باقلّ شىء از لباس و معاش و مسكن و انزوا و كثرت طاعات و عبادات ابين و اظهر از آنست كه طريق انكار آن توانند پيمود و قبل از ظهور و غلبه مذهب اثنى عشرى بعضى از علماء سوء عامّه اين فرقه را منسوب برفض و تشيّع مىنمودند و دست جفا و ايذاء بر اين طايفه مىكشودند تا اينكه در نظر عوام النّاس از عامّه اين فرقه بىاعتبار شدند و هميشه در معرض اذيّت و آزار مىبودند چنان كه بر متتبّعين احوال اين فرقه مخفى نيست تا آنكه اين فرقه اخفاى تشيّع و اظهار تسنّن علانيه نمودند تا آنكه اهل عامّه كمان بردند كه ايشان از عامّه ناسند چنان كه از كلام بعضى از مشايخ صوفيّه ظاهر مىشود كه در كتب خود مدح خلفاى ثلاثه بطريق جمهور متكلّمين نمودهاند و بدين اظهار تكلّم و اخفاى مذهب حقّه فىالجمله از شرّ ناس محفوظ ماندند تا آنكه از زمان حضرت سيّد المرسلين ص و از عهد ائمّهء معصومين ع مدّت مديد و عهد بعيد كذشته و نفوس مردم به زينت دنيا و بزخارف آن مايل كشته طريق انبياء و روش اوصياء در نظر اهل دنيا و عبيد بطون بىوقر و بىاعتبار كرديد و باز علماء سوء بجهة حبّ جاه و رفعت دستكاه بدان كفايت نكردند و اظهار مذمّت و انكار اين فرقه را نمودند كه روش اين طايفه طريق رهبانيّه ممنوعهء در اسلام است و قناعت در طعام و معاش و مسكن و ترك زينت در اسلام مرغوب نيست بلكه اظهار زينت و توسعه در لباس و معاش مستحبّ و مطلوب شارع است همين مذمّت را در نظر عوام و حكّام شايع و ظاهر كردانيدند و همين باعث اعتبار علماء سوء و عبيد بطون كرديد و اكر ايشان مذمّت دنيا و زخارف آن و مدح ترك دنيا و قناعت و عزلت و رياضت مىنمودند اين صفات محموده يافت نمىشد مكر در فرقهء صوفيّه و معتقدان ايشان پس مردمان ميل و رغبت به طرف ايشان مىكردند و عبيد بطون و فروج از نيل به مقصود و مراد خود محروم مىشدند و بازار ايشان كاسد و عقايد مردم نسبت به ايشان فاسد مىكشت اين فرقه علماء سوء كه حقيقت صوفيّه بر وفق اعتقاد ايشان بر خودشان ثابت است از براى حصول مطالب نفوس و هواهاى خود اظهار انكار صوفيّه و مذمّت نمودند بدتر از آن منكران كه به نادانى انكار كردند بالجمله سبب انكار منكران جهل است و حبّ دنيا نيز از جهل است و اين انكار اهل يقين و فساد در دين از بعضى علماء سوء عامّه شده و از علماى شيعه از زمان ائمّهء طاهرين ع الى زماننا كسى كه اسمى و رسمى داشته باشد انكار اين فرقه ننموده بلكه علماى هر زمان معتقد اين فرقه بودهاند و اكثر ايشان خود را از اين فرقه شمردهاند چنان كه قبل از اين در موضع خود ذكر شده مكرآنكه از چند عالم نقل مجهولى در انكار و مذمّت اين فرقه مشهور است و معروفترين اينها چهار نفرند اوّل از سيّد مرتضى رازى مؤلّف تبصرة العوام كه در ميان مردم شايع شده با آنكه سيّد نوشته كه صوفيّه هفده فرقهاند يكى از آن صحيح و باقى فاسد است نسبت آن رساله بسيّد از عقل بعيد است زيرا كه اين فرقه هفدهكانه كه ذكر هريك را به وصف خاص نموده و مجموع را صوفى ناميده محمّد شهرستانى كه از اعاظم متكلّمين و مقدّم بر زمان او بوده است در كتاب ملل و نحل كه از مصنّفات اوست اكثر مذاهب ذكر شده اكثر مذاهب اين فرقهء هفدهكانه را كه سيّد صوفى شمرده باسم صوفى مذكور نموده نكرده پس مىتواند بود كه اهل انكار اين رساله را نوشته باسم سيّد از براى اعتبار شهرت داده باشند و نيز بر ارباب بصيرت معلوم مىشود كه مصنّف تبصرة العوام مردى جاهل و نادان بوده و شخصى متعصّب و بىمعرفت آن كتاب را تاليف نموده كه در آن كتاب غير كذب و بهتان و افترا چيزى ديكر تحرير نشده است و حال آنكه آنچه معلوم شده سيّد مرتضى از فحول علماء و اكابر فضلاء بوده همان بهتر كه امثال آن رساله به چنين فاضلى منسوب نكردد تا آنكه ذيل دامن فضل و كمال سيّد از اين مفتريات محفوظ ماند دويّم حديقة الشّيعة كه منسوب شده است بمولانا احمد اردبيلى عارفى كفته كه مولانا آن كتاب را تاليف نكرد و چنان كه جمعى حديقه را به نظر مولانا محمّد باقر خراسانى مؤلّف ذخيره رسانيده عرض نمودند كه مولانا احمد اردبيلى در اين كتاب مذمّت صوفيّه نموده شما چه مىفرمائيد در جواب فرمود كه فهرست تأليفات مولانا احمد را ديدهام نام كتاب حديقة الشّيعة در آن