زين العابدين شيروانى
321
بستان السياحه ( فارسي )
كه سهل بن عبد اللّه و محمّد سوار از آن جمله بودند و سهل صاحب كرامات و مقامات بوده و بخال خود محمّد سوار مريد بود و در سال دويست و هشتاد و سه هجرى در بصره آسود و سيّد ضياء الدّين نور اللّه بن محمّد شاه صاحب تصانيف كثيره و سيّد قاضى نور اللّه بن سيّد شريف مؤلّف كتب مفيده از آنجا ظهور كردهاند راقم كويد شوشتر از اقليم سيّم و هوايش كرم و آبش خوشكوار و خاكش در موسم بهار رشك چمن كشمير و قندهار است چنان كه شيخ نظامى در كتاب هفتپيكر در وصف بهار شوشتر فرموده بيت همه عالم بهار شوشترى * جايكاه تذرو و كبك درى آن شهر در جاى بلند اتّفاق افتاده و جوانب آن كشاده است و دور او را رود احاطه دارد امّا طرف مغربش زياده است و سه دروازه دارد و پل بهغايت محكم برود بستهاند و سه طرف شهر برود متّصل است و سمت جنوب او صحرائى وسيع است و قرب شش هزار يا هفتهزار خانه در اوست و نواحى خوب و قراى مرغوب مضافات اوست و سمت شمال و مشرق آن شهر جبال و تلال قريبست و عمارات آنجا همكى دوطبقه و سه طبقه است و مبرز خانها جميعا فوقانى و به طرف كوچهاست لهذا كوچهاى آن ديار بهغايت عفن و در موسم تابستان بسيار چركن است باغات و بساتين در آن سرزمين بهغايت كم است اكر بوده خراب شده حبوبش فراوان و غلّاتش ارزانست از نفايس بقاع آن ديار بقعهء امامزاده عبد اللّه بن حسن بن حسين الاصغر بن على زين العابدين ع است و قلعهء سلاسل سمت شمال شهر برود متّصل است خالى از امتيازى نيست و جائى محكم است و مقام خضر و سهتنان طرف مشرق واقع و شيخ شمس الدّين و مادر سهل نيز همان طرف مدفون و شيخ محمّد سوار در آنجا آسوده سكنهء آن ديار همكى شيعىمذهبند اصل شهر و قراء فارسىزبان و ايلاتش لر و عربند و بزركان آنجا سادات عالىدرجات و خجستهصفات و عظيمالبركاتند و در صفت مروّت و فتوّت و غريبنوازى و مهماندارى از ساير بلاد ممتاز و مردمش عموما در صلح و سداد و عدل و داد بامتيازند راقم كويد كه در عالم سياحت بعضى از بلاد ديده كه نامش بهتر از خودش بود مانند مدينهء شيراز و بعضى ديكر يكسان و برابر بود چون شهر اصفهان و بعضى ديكر خودش بهتر از اسمش بود مثل شوشتر و چون ملك خوزستان بنا بر نسيان در حرف خاء مذكور نشده لهذا در اين مقام مناسب مىنمايد ذكر آن بدانكه ملك خوزستان ملكى است بهجتتوامان و مشتمل است بر بلاد قديمه و قصبات عظيمه و مواضع دلكشا و مراتع روحافزا همكى از اقليم سيّم آبش خوب و هوايش كرم جبال و تلال آن برابر و يكسانست و محدود است از مشرق بعراق عرب و از مغرب بولايت لرستان و بهبهان و از شمال ايضا به لرستان و جبال آن و از جنوب بعراق عرب و بهبهان قرب پانزده شهر و قصبه در او بوده بمرور ايّام روى به خرابى نموده حويزه و جزاير و دزفول و اهواز و واسط از بلاد آنجاست و دار الملك آن ديار شهر شوشتر است سكّان آنجا اغلب قوم عرب و ديكر جماعت لر و ديكر فرس و قليلى تركند از طايفهء افشار عموما شيعهء اماميّهاند و اقلّ قليل صائبيّهمذهبند راقم چند كاه در دار الملك آنجا بوده و با اهل آنجا معاشرت نموده و جميع مردم قراء و شهر مهماننواز و در آن شيوه از اهل ايران بامتيازند و السّلام على من اتّبع الهدى ذكر شوشه كويند قراباغ است از مضافات آذربايجان و از بلاد اران و بقولى از ملك بردع است از اقليم پنجم آب و هوايش خرّم و جائى بسيار محكم است و كرفتن او بطريق قهر خارج از حيّز قوّت آدمى است اكثر مردمش شيعى مذهب و ديكر نصارايند قرب بيست سال مىشود كه روسيّه تصرّف نمودهاند شهريار كشورستان آقا محمّد خان در آن ديار بدست ملازمان خود كشته كشت ذكر شولكستان نام چند موضع است يكى در يكمنزلى قصبهء آباده و ديكر در سه منزلى شيراز چندان تعريف ندارند ذكر شيعه از جناب عارف ربّانى الحاجّ محمّد جعفر همدانى رحمة اللّه عليه سؤال نمودم كه شيعه كيست و معنى آن چيست در جواب فرمود كه لفظ شيعه در لغت بمعنى پيرو است قوله تعالى وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ امّا در اصطلاح جماعتى را كويند كه بعد از رسول خدا ص بلافصل علىّ بن ابى طالب ع را وصى و خليفه دانند و خلفاء ثلاثه را از اهل جور و ظلم خوانند اين جماعت بقولى هيجده فرقه شدهاند و زياده نيز كفتهاند و جميع آن فرق يكدكر را كافر خوانند و هم ديكر را در نار مخلّد دانند از آن جمله كيسانيّهاند ايشان كويند امام بعد از رسول ص خدا على ع بود و بعد از وى حسن ع بود و بعد حسين ع و بعد محمد حنفيّه بن على ع بود و بعضى از آن جماعت كويند بعد از رسول خدا على ع بود و بعد محمّد امام بود و حسنين را امام ندانند و كويند مهدى موعود محمّد خواهد بود و او نمرده است و در كوه رضوان از جبال يمن مخفى است و در وقت ظهور او عالم از عدل مملوّ خواهد شد كويند مختار بن ابى عبيده ثقفى كيسانىمذهب بود بعضى برآنند كه مذهب كيسانيّه منقرض شده و اللّه اعلم و ديكر سباتيهاند ايشان از جماعت نصيريند