زين العابدين شيروانى
314
بستان السياحه ( فارسي )
بقانون رياضت و مجاهدت در پناه متابعت شيخ كامل سپردن كيرد از هفتاد هزار حجاب كذر كند و از هريك از آن هفتاد هزار حجاب او را ديده مناسب آن مقام كشاده شود و احوال آن مقام منظور او كردد اوّل ديدهء عقل او كشاده شود به قدر رفع حجاب و صفاى عقل معانى روى نمايد و باسرار معقولات مكاشف شود و آن را كشف نظر مىكويند و بر آن اعتمادى چندان نباشد و اكثر حكماء فلاسفه در آن مقام ماندهاند و چون از كشف معقولات عبور افتاد مقام ولى پديد آيد و آن را كشف شهودى خوانند و انوار مختلفه كشف افتد بعد از آن مكاشفات سرّى روى نمايد و آن را كشف الهامى كويند كه اسرار آفرينش وجود هر چيز مكشوف و ظاهر كردد و بعد از آن مكاشفات روحى پديد آيد و آن را كشف روحانى كويند و در مبادى اين مقام كشف معارج و عرض جنّات و نعيم و جحيم و رؤيت ملائكه و مكالمهء با ايشان پديد آيد و چون روح بكلّى صفاء يافت و از كدورات جسمانى پاك شد عوالم نامتناهى مكشوف شود و دائرهء ازل و ابد نصيب ديده كردد و اينجا حجاب زمان و مكان برخيزد و آنچه در زمان رفته است در اين حال ادراك كند تا كسى باشد كه ابتداى موجودات و مراتب آن كشف نظر او شود و ايضا آنچه در زمان مستقبل خواهد شد چنانچه زيد بن حارث رضى اللّه عنه مىكفت انّى انظر الى اهل الجنّة و الى اهل النّار و جناب نبوى ص فرموده است عرضت على الجنّة فرايت اكثر اهلها المساكين و عرضت على النّار فرايت اكثر اهلها النّساء و الأغنياء و چون حجاب زمان و مكان دنيوى برخواسته زمان و مكان اخروى كشف مىشود و بيشتر خرق عادت كه آن را كرامت مىكويند در اين مقام پديد آيد از اشراق بر خاطر و عبور بر آب و آتش و هوا و طىّ زمان و غير آن و اين كرامات را اعتبارى زياده نباشد زيرا كه اهل دين و غير اهل دين را اين كرامات بود چنان كه در حديث آمده كه دجّال مردم را بكشد و زنده كند و فقير هم از مرتاضان هندوان و غيره خوارق عادات بسيار مشاهده نموده امّا آنچه را كرامت حقيقت توان كفت جز اهل دين را نباشد و آن بعد از كشف روحى در مكاشفات خفى پديد آيد زيرا كه روح كافر و مسلمان را هست امّا خفى روحى حضرتى است خاص كه بجز خاصان حق را ندهند چنان كه فرموده فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ و جائى ديكر فرموده يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ و ايضا فرموده وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا يعنى نور حضرتيست كه ببعضى بندكان دهم دون بعضى تا بواسطهء آن راه يابند بعالم صفات خداوندى و سرّ واسطهء عالم روح و دل آمد تا به آن روى كه با روح دارد استفادت فيض از روح مىكند و بدان روى كه با دل دارد حقايق فيض روح را بدل مىرساند همچنين خفى واسطهء عالم صفات خداونديست تا سالك قابل مكاشفات صفات حضرتى كردد و به عكس آن صفات بشرف تخلّق باخلاق اللّه مشرّف شود و اين را كشف صفاتى كويند و در اين حال اكر به صفت عالمى مكاشف شود علم لدنّى پديد آيد و اكر به صفت بشرى مكاشف كردد ذوق شهود حضرتى پديد آيد و اكر به صفت جلال مكاشف كردد فناى حقيقى پديد آيد و اكر به صفت وحدانيّت مكاشف كردد وحدت پديد شود و باقى را هم بر اين قياس كن امّا كشف ذاتى مرتبهء بس بلند و درجهء بس ارجمند است كه عبارت و اشارت از بيان آن قاصر است و رمزى در بيان آن در مقام خود كفته شود امّا فراست علمى بود كه بسبب تفرّس آثار از راه تقوى و پرهيزكارى معلوم شود و اين مشترك ميان خواص مؤمنانست كه خبر اتّقوا من فراسة المؤمن فانّه ينظر بنور اللّه از آن خبر مىدهد امّا معجزه مخصوص انبياء و اوصياء باشد و مراد از آن فعلى يا قولى است كه مطابق دعوى شخص نبى و وصى صدور يابد و از آوردن مثل آن اهل زمان عاجز باشند و كرامت برعكس اينست اكرچه در حقيقة كرامت و معجزه يكى است اما آن موقوف بر ادّعاى نبى است و ظهور اين از روى دعوى نيست نظم كرامت در نبى پيدا نمايد * ولى اندر ولى پوشيده بايد و كرامت ولى بدليل عقلى و نقلى ثابت است و انكار آن محض مكابره بل كفر است زيرا كه بنصّ قرآن ثابت شده قوله تعالى قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ و قايل اين كلام آصف بن برخيا بود و يقين بود كه آصف نبى يا وصى نبود پس ولى بود همچنين قصّهء مريم چون در زمستان ميوههاى تابستانى و در تابستان ميوههاى زمستانى جهة مريم از عالم غيب مىرسيد حضرت زكريّا ع حقيقت آن را پرسيد مريم كفت هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ معلوم است كه مريم از جملهء انبياء و اوصياء نبود بلكه يكى از دوستان خدا بود و در اخبار بسيار آمده كه از سلمان رضى اللّه عنه و سلمان صفتان كرامات و خوارق عادات ظاهر شده است كه انكار آن محض لجاج و عناد و از روى فساد اعتقاد است و اكر كسى اندك شعورى دارد و بر اخبار و احاديث اطّلاع همرساند يقين مىداند كه از بزركان دين كرامت بسيار ظهور كرده است و كسانى كه كرامت