زين العابدين شيروانى
304
بستان السياحه ( فارسي )
ارتفاع آن صد و هفتاد كز راهش از بيرون بود شاه اسماعيل صفوى بر استرى سوار شده و بر آن عروج نمود و در صحن آن مسجد معتصم كاسهء سنكى وضع كرده بود دورش بيست و سه كز و بلندى آن هفت كز و حجم آن نيم كز بود و آن را كاسهء فرعون مىكفتند اكنون از آن كاسه جز نامى در ميان نيست و از عمارات سامره قلعهء محقّرى باقيست قرب هفتصد خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست باغات ندارد و زراعت دارد و ايلات عرب در نواحى آن سكونت دارند و مردم سامره مذهب ابو حنيفه را به عمل آرند امّا معلوم نيست چه مذهب و چه ملّت دارند بهغايت دون و پسفطرت و طمعكارند به حدّى كه كه كداى سامره ضرب المثل مردم روزكارند مدفن جناب امام على نقى ع و امام حسن عسكرى در آن ديار و مطاف طوايف صغار و كبار است و حضرت صاحبالامر ع در سردابهء كه غيبت فرموده آنجا معروفست فقير مكرّر به زيارت آن حجج اللّه مشرّف شده است ذكر ساحل در لغت عرب كنار درياست و جمع آن سواحل مىآيد اما بعرف اهل زمان نام محلّى مخصوص است كه غلامان و كنيزان سواحلى از آنجا آورند چندان تعريف ندارد و كنيز و غلام آن ديار نيز قابل نباشند هواى سواحل بهغايت حارّ و آبش ناسازكار است ذكر سارى بر وزن بارى مدّتها دار الملك طبرستان بوده بمرور ايّام رو به خرابى نهاده اكنون شهركيست دلكشا و هوايش روحافزاست مردمش همكى شيعىمذهب و جنكلى مشربند و اصل شهر نيز ميان جنكل عظيمى واقع و از اقليم رابعست و سارى نيز نام جزيرهايست در بحر خزر در پنج فرسخى بندر ساليان و آن جزيره كوچكى است و مأمن طايفهء روسيّه است قرب چهل سال مىشود كه آباد نمودهاند ذكر ساليان بندريست از شيروان و مشرق و جنوبش متّصل است به درياى كيلان و يك جانب آن برود كر و بصحراى مغانست طولش قرب بيست فرسخ و عرض آن تقريبا ده فرسخ تمامت آن صحرا از كثرت خضرت و نضارت و باغات بهغايت دلكشا و سمت شمالش قصبهء ساليان قرب به دو هزار خانه و چند پاره قريه در آن صحراست آبش خوشكوار و هوايش ناسازكار است و در موسم تابستان از شدّت كرما و كثرت پشّه و عفونت هوا و تعفّن دريا سكونت در آنجا ارباب ذهن و دكا را بهغايت دشوار است اقسام ماهى در آنجا ممتاز و شاهماهى آنجا بامتياز است مردمش شيعى مذهب و از مردمى دور و از عالم انسانى مهجورند و همكى تركزبان و به غرباء فىالجمله مهربانند حاكمش از طرف دولت روسيّه مقرّر است فقير آنجا را ديده و بصحبت جمعى از اهل آن ديار رسيده است ذكر ساوه بر وزن آوه از اقليم رابع و در زمين هموار واقع از بلاد قديمهء عراق و مشهور آفاقست از بناهاى طهمورث ديوبند و طالع بناى آنجا برج جوز است آوردهاند كه در كنار آن بلده بحيره بود كه در شب ولادت جناب مقدّس نبوى خشك شده آب آن ديار از كاريز و هوايش بكرمى مايل و خالى از عفونت نيست و خاكش در زراعت وسط است و از ميوهها انار و انجيرش ممتاز و مردمش بىامتياز حكّام آن ديار طايفهء خلج و بظلم و جور مشهور و بفسق و فجور مذكورند قرب دو سه هزار خانه در اوست و نواحى آباد مضافات اوست كويند كاه قم بهتر از جو ساوه است قديم الايّام مردم آنجا همكى اهل سنّت و جماعت بودند و با مردم آوه همواره جنك و جدل مىنمودند اكنون جميع سكنهاش شيعىمذهب و زحمت كشند ارباب معرفت از آن ولايت بسيار ظهور نمودهاند منجمله علاء الدّين از جملهء وزراء و پسرش جمال الدّين از اكابر شعرا و قاضى مسح الدّين از آنجا بودهاند ذكر سبا بلدهايست مسرّتفزا از بلاد يمن از بناهاى سبا ابن يشحب بن يعرب در كلام مجيد شهر سبا مذكور است و دار الملك بلقيس بوده و بارىتعالى بسبب عصيان مردم سبا را غضب نموده مدّتها خراب افتاد و سكنهاش جلاء كردند و بعد از مدّتهاى مديد آنجا آباد كرديد اكنون طايفه از عماره سكونت دارند و از شهر صنعا سه منزل دور و هوايش خوب و كثير الاشجار و لذيذ الاثمار است كويند مار و عقرب و مور و كبك و شپش در آنجا نيست و در خاكش هرچه سپارند ضايع نكردد و زنان آنجا در مقاربت حكم باكره دارند و در موسم زمستان و تابستان مردم آنجا بر يك جامه كفايت كنند اهلش زيدىمذهب و طايفه عربند راقم نديده ذكر سبكى بكسر سين نام طايفهايست در ملك ارمنيّه كبرى و كاهى به خاك ايروان رفته سكونت نمايند و كاهى در ملك ارمن بيلامش كنند از طوايف كردند بعضى شافعى و جمعى يزيدىاند كروه مكروه و قطّاع الطريق و شيخ نجد را رفيقند و با وجود اين صفات ذميمه مهماننواز و در ان شيوه ممتاز و مخلص درويشان و معتقد ايشانند و شجاع و دلير و سخى و صبيح و خوشكذرانند راقم مدّت پانزده يوم ميان آن قوم بوده و با ايشان معاشرت نموده است ذكر سبعه در لغت عرب هفت را سبعه كويند و در عرف نام بلوكى است از توابع لار هوايش حار و آبش ناسازكار مردمش شيعىمذهب راقم بطريق عبور از آن ولايت مرور نموده و چندان توقف نكرده كويا چندان تكلّف ندارد ذكر سبزوار بلدهايست بهجتآثار از بلاد قديمهء خراسان و دار الملك ولايت بيهق است و سمت غربى نشابور اتفاق افتاده و جوانب اربعهاش كشاده است از اقليم چهارم آبش كوارنده و هوايش خرّم است انواع فواكه