زين العابدين شيروانى
299
بستان السياحه ( فارسي )
و افكار و تامّل بسيار در معارف و اقصاى فضائل خوض مىنمايند و از ايشان اعلى و اشرف كسانيند كه بوحى و الهام معرفت حقايق و احكام از مقربان حضرت الهيّت بىتوسّط اجسام تلقّى مىكنند و در تكميل خلق و تنظيم امور معاش و معاد سبب راحت اقاليم و ادوار مىشوند و اين نهايت مدارج نوع انسانى بود و تفاوت در اين نوع بيشتر از تفاوت در انواع حيوانات بود و چون بدين منزلت رسد ابتداى اتّصال بود بعالم اشرف و وصول بمراتب ملائكه مقدّسه و عقول و نفوس مجرّده تا به نهايت آنكه مقام وحدت بود و آنجا دايرهء به هم رسد مانند خطّ مستدير كه از نقطهء آغاز كرده باشد تا بدان نقطه بازرسد پس وسايط منتفى شود و ترتّب و تضاد برخيزد و مبدا و معاد يكى كردد و اوّل به آخر بياميزد و جز حقيقت حقايق و نهايت مطالب كه آن حق مطلق بود نماند قوله تعالى وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّيبين ذكر رودآور قديم الايّام قصبهء بوده مسرّتاثر و آن دارالامارهء تويسركان بوده و زعفران نيز آنجا مىشده اكنون اثرى از آن ظاهر نيست مكر تلى راقم ديده كويند اصل خواجه شمس الدّين حافظ شيرازى از آنجا بوده و در شيراز نشو و نما كرده و اين رباعى را بر مدّعاى خود دليل كنند رباعى مقبول همه خواص و مشهور عوام * خوشلهجه و موزون حركت بدر تمام در خطهء شيراز بنام است مدام * رودآورى و محمّد و حافظ نام ذكر روطاس قلعهء محكم اساس از سنك رخام تراشيده و بر تلّى بلند واقع در غايت متانت قرب دو هزار خانه در اوست و چند ناحيه مضافات اوست سكنهاش اكثر هندوان و ديكر مسلمان و ديكر سنكان در نيمفرسخى او رود عظيم مىكذرد و آن قلعه را اكبر شاه ابن همايون ساخته در وسط ملك پنجاب اتّفاق افتاده و سمت مغرب و شمالش كرفته و دو طرف ديكرش كشاده است باغات ندارد و حاصلخيز است مكرّر ديده شده ذكر روديّه صوبهايست از بنكاله و محتويست بر بلاد معموره و قصبات مشهوره و مواضع آباد و مزارع خجستهبنياد اكثر آن از اقليم دويّم و قليلى از سيّم هوايش كرم و آبش ملايم مردمش اكثر هندوان و ديكر مسلمان و ديكر اهل ايمان و ديكر نصارىاند و رود عظيم از كنار بيشتر بلادش مىكذرد و بزركترين شهرهاى آن مدينهء كنك است در حرف كاف مذكور خواهد شد بعضى از بلادش ديده و مشاهده گرديده است ذكر روس پوشيده نماند كه روس نام يكى از فرزندان يافث بن نوح ع بود و مملكتى آباد كرده بنام خويش موسوم نمود و ملك روس ما بين مشرق و شمال ايران واقع شده به طرف شمال مايلست كشوريست وسيع و عريض و دياريست قليل المستفيض و محتويست بر بلاد قليله و توابع كثيره و مضافات دلپذير همكى از اقليم ششم و هفتم هوايش در غايت برودت و آبش در كمال عذوبت و خاكش كمزراعت و رود بزرك در ميان ولايتش مىكذرد باغاتش قليل و ساير حبوبش از اين قبيل است مردمش عموما نصارى و ديكر اهل سنّت و جماعت و قليلى شيعه اماميّهاند و كروه مختلفه در آن ديار بسيار است نخست و مقدّم ايشان روسيّه و ديكر طايفه قزاق و قلماق و ساير فرق نيز باشند اكرچه راقم ملك روس را نديده امّا اهل آنجا را بسيار ديده و از محقّقان هر طايفه بسيار شنيده است كه سكّان آن ديار عموما سرخروى و سرخموى و اندك كوتاه و ازرقچشم و بعضى ديكر از ايشان بهغايت سفيدچهرهاند و زنان ايشان در لطافت بدن و نزاكت تن و صباحتمنظر و تناسب پيكر بهتر از مردانند و رجال آنها شجاع و دلير و اهل تدبير و در تحصيل معاش و بعضى صنايع دلپذيرند و در توسيع بلاد و تكثير عباد بىنظيرند در لشكركشى و ملككيرى و ملكدارى معروف و در علوم محسوسات مانند هندسه و غيره موصوفند امّا از علوم معقولات عرى و از معارف حقّه بريند و از علم توحيد حالى و قالى و افعالى دور و از فنّ حقايق صفات و اسماء و آثار مهجور و از كسوت لطائف حكمت الهيّه يكباره عورند و در ميان ايشان حجاب نيست و زنان و دختران ايشان خليع العذار و در كوچه و بازار مىكردند و در قيد عفّت و عصمت كه مرضى ارباب معرفت است نباشند و مردان ايشان خاطر زنان را به تيشهء امر و نهى نخراشند و مدار جميع امور ايشان بر جلب منفعت و تكثير دولت و افزونى مكنت است و در اين خصوص مرتبهء عالى دارند بلكه مقدّم ابناى روزكارند و در باب نظم مملكت و انتظام امور رعيّت تدبيرات بلند و انديشههاى ارجمند نمودهاند از آن جمله يكى اسكناس است و آن كاغذيست كه مهر پادشاه در اوست و آن بجاى سيم و زر رواج دارد و قيمت آن را باعتبارات مختلفه كم و زياد نمودهاند و چندان معتبر است كه در دادوستد از سيم و زر بمراتب بهتر است و ديكر آنكه جميع رعايا و باشندهء قريهها برده و بندهاند و اكر كسى قريهء ابتياع نمايد اهل ان قريه از اناث و ذكور با زمين ملك آنكس است كه خريده و همكى مملوك او كرديده بهر وضع كه خواهد در آنها تصرّف تواند كرد و بهر قسم كه خواهد در قيد خدمت و بندكى تواند آورد و ديكر آنكه چون در آن ولايت لحوم و فواكه در غايت