ميرزا محمد على وفا زواره اى
86
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
همه در عهد تو در مهد امان با دل خوش * همه در بستر شادى و خوشى كرده رقود جز من عاجز مسكين ، كه به كنج غم و درد * لب فروبسته و دلخسته و تن غم فرسود سينهام از شرر آه جهانسوز دلم * مجمرآسا و دل سوختهام دروى ، عود وقت آن است كه لطف تو مدد فرمايد * كند آزاد و خلاصى دهد از رنج قيود كلبهاى بود و بسى سال ، در او بردم رنج * حاليا ظالم ملعون صفتى غصب نمود سرورا كار شد از دست ، نمانده است به من * آنقدر تابوتوانى كه كنم گفتوشنود تا به سرچشمهء فيض ازل است آب حيات * مزرع عمر تو خرّم به دوام و به خلود طلعتت باد فروزنده ، چو خورشيد منير * رخ اعدات ، سيه تا كه بود چرخ ، كبود