ميرزا محمد على وفا زواره اى
71
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
نياز 30 سيّدى است عالىگهر و اديبى است هنرپرور . اسم شريفش ، سيد حسن و صاحب صفات مستحسن است . از اجلّه سادات خجسته عادات طباطبايى ، مدينة السادات زواره اردستان ، من اعمال اصفهان است . يكى از اجداد امجادش از زواره ، به جشوقان قهپايه ، نقل و تحويل و توطن آن بلدهء طيّبه را تبديل نموده ، اكنون به جشوقانى اشتهار دارد . در ريعان شباب ، در اصفهان بهشت نشان ، به كسب كمالات پرداخته ، در اكثر علوم رسميّه خاصّه فنون ادبيّه ، مهارتى تمام و قدرتى ما لا كلام حاصل آورده ، به مقتضاى استعداد اصلى و وزن طبيعى و طبع سليم و سليقه مستقيم ، در رسوم خطّاطى ، درجهء عليا و در فنون شاعرى ، مرتبهء قصوا يافته . نسيج نسخ او ناسخ نسخ نسخ است و جواهر غزلش ، عقود لآلى غزليّات سلف را مايهء فسخ . صاحب اخلاق حميده و صفات پسنديده است . جز به مناقب ائمهء اطهار ، خامه بر آمه نيارد ، و جز به مراثى ، حرفى در نامه ننگارد . چون ديگر شعرا ، بر در اين و آن نپويد ، و وجه معيشت ، جز از قاسم ارزاق نجويد . در مقالات فصحاى عرب تتبّعى وافى ، و تصرّفى كافى دارد ، و در فنّ بديع ، مقاماتى نگارد كه در اضافت بلاغتش ، بديع الزّمان را شنيع البيان توان گفت ، و حريرى را خشن اللسان . در قصايد تازى ، مقدّم بر صاحب رازى 31 و در غزليّات فارسى ، تالى شيخ شيرازى است . به مقتضاى شرط ارادت ، اين قطعهء عربيّه و رباعى فارسى را در مديح سركار شرايعمدار ، مقتدى الانام ، قدوة الايام معروض آورده ، مورد عنايات بىنهايات جناب مستطابش گرديد : قطعهء عربيّه شرع اليراعة مدحة بلسانها * فى وصف سيدنا محمّد باقر شرعت و ما نفدت و جفّ مدادها * مع انّها امسى كبحر زاخر