ميرزا محمد على وفا زواره اى
34
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
وزير شاه سلطان حسين صفوى ، به قصد بناى مسجد ، خريدارى كرد . اما در اثر هجوم افغانها ساخت آن مقدور نشد . تا اينكه در زمان فتحعلى شاه قاجار ، سيّد شفتى به اين كار بزرگ مبادرت كرد . « 1 » و نيز گويند زمين مسجد ، جزوى از مجموعهء بيدستان بزرگى بود - مشهور به بيدآباد - كه سيّد آن را خريدارى كرد و دستور داد بيدهاى آن را قطع كردند و از فروش آنها ، مصالح اوليهء مسجد را تهيه كردند . البتّه گفته شده كه براى ادامهء كار نياز به سرمايه كلانى بوده كه سيّد از خزاين الهى ، به اشكال گوناگون به دست مىآورده است و البتّه هيچكدام مستند نيست . اما همان گونه كه گفته شد حتى همين داستانها و روايات شفاهى نيز ، از پاسخ به اين پرسش كه مصالحى چنين انبوه از كجا و چگونه تهيه شد ، قاصر است . براى نشان دادن كثرت و عظمت اين مصالح ناچاريم بهرهاى از ويژگىهاى مسجد را برشماريم . اين مسجد با چهار در اصلى ، دو شبستان بزرگ ، دو گنبد كوچك و بزرگ ، دو چهلستون ، دو مهتابى گستردهء كف حياط ، چهار مهتابى طبقهء فوقانى ، سه ايوان و يك گلدستهء معظّم ، نيمگنبد و ساعتى رفيع ، بيش از چهل و پنج حجره و چند دهليز ، به تمامى با 95 متر طول و 85 عرض ، مجموعا 8075 متر مربع مساحت دارد . اين بنا كه يكى از آثار برجستهء معمارى قرن سيزدهم ه . ق در ايران است از جهاتى - مانند محراب مركزى - از بهترين شاهكارهاى نوع خود به شمار مىآيد و ساخت آن بهجز صرف سرمايهاى گزاف ، چندين سال از اوقات گرانبهاى سيّد محمّد باقر شفتى را به خود اختصاص داد . « در آن روزگار ، ساختن چنين مساجدى همتى شاهانه مىخواست و از غير ساخته نبود . همان گونه كه ميرزا حسن خان انصارى در تاريخ اصفهان مىنويسد : مساجد بزرگ را شاهان متعدّد ساختهاند و اين مسجد را آن پادشاه [ سيّد شفتى ] به تنهايى كفالت فرمود . « 2 » » نوشتهاند كه : « فتحعلى شاه به سيّد گفته بود كه من نيز در خرج مسجد سهيم مىشوم تا در ثوابش سهيم باشم . ولى سيّد پيشنهاد وى را رد كرد و چون فتحعلى شاه در قدرت مالى سيّد در اتمام مسجد ، ترديد كرد ، سيّد ابراز كرد كه من دست در خزاين الهى دارم « 3 » . » به قول طلعت در تذكره ، براى كلنگ زدن مسجد ، منجّمان طالعبينى كردند :
--> ( 1 ) - آثار ملى اصفهان ، ص 647 ( 2 ) - بيان المفاخر ، ج 2 ، ص 85 ( 3 ) - حديقة الشّعرا ، ج 1 ، ص هشت مقدّمه