ميرزا محمد على وفا زواره اى

376

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

اسماعيل شيرازى : مشهور به « ميرزا كوچك » ( 1262 - 1197 ه . ق ) از بزرگ‌ترين شعرا و هنرمندان ذوفنون نيمه اوّل قاجار بود . هدايت در مجمع الفصحا مىگويد : « در ايّام شباب به حسن صورت و حسن صوت نيز موصوف بوده . . . و كمالات روحانى نيز حاصل نموده . روزگارى به ارادت « جناب حاجى ميرزا ابو القاسم شيرازى - رحمة اللّه عليه - معروف و مشهور و از اكابر اصحابش مذكور بودى . . . استاد موزونان فارس و اكمل خوش‌نويسان آن ديار باشد » . استاد همايى در باب ارادت او به ميرزاى سكوت شيرازى ، وصال را هم‌خرقه جد خود هماى شيرازى مىداند . البتّه اين قول محلّ تأمل است . چون هما ، مدّتى تردّد خدمت وصال مىكرده و تلمّذ و مدح وى نيز مىنموده ( حديقة الشّعرا : ج 3 ، ص 2083 ) بنابراين وى در حدّى نبوده كه هم‌خرقهء وصال بوده باشد . هدايت در اثر ديگرش روضةالصّفاى ناصرى مىگويد : « چون خاقان صاحب‌قران ( فتحعلى شاه ) به شيراز آمد ، جناب او را به مجلس اعلى خواند و مورد الطاف فرمود و به اسراف در كمالات نسبت داد و وى اگرچه اين فرمايش از روى تفقد و تحسين بود برنجيد . » قصهء اين رنجش را برخى از منابع قديم ديگر نيز نقل كرده‌اند . از اين قرينه و نشانه‌هاى ديگر ( ر ك : تعليقه ش 241 ) پيداست طبعى بسيار حسّاس و منيع داشته است . او از راه خوشنويسى و استنساخ ، روزى به دست مىآورده و در شش خط ، استاد و به حد كمال بوده و « مصاحف و دعوات پسنديده نگاشته كه هريك را به مبلغى خطير هديه كردندى و به اقاليم بعيد بردندى . . . » ( پيشين ) صورت زيباى او را در جوانى فاضل خان گروسى هم ياد كرده و گفته كه عاشق‌پيشه بود . در همان دوران صداى دلكشى نيز داشته كه منابع بعضا اشاره كرده‌اند به‌هرحال رديف‌ها و دستگاههاى موسيقى را چيره بوده است و به قول بهار در مدايح : « اگرچه فقير ، الى الآن به شرف خدمتش مشرّف و با سرور حضورش مردّف نيامده ، ليكن اشتهار فضايلش و انتشار فواضلش از آن بيشتر است كه احدى را مجال انكار و يا ياراى استتار باشد . » در شعر ابتدا « مهجور » تخلّص مىكرد و ظاهرا مراد او ، سكوت تخلّص او را به وصال تغيير داد . از آثار و سروده‌هايش غير از مجموعه قصايد و غزليّات و قطعات ، تتمه فرهاد و شيرين ، وحشى بافقى ، مثنوى بزم وصال ، ترجمهء اطواق الذهب زمخشرى ، صبح وصال است . چون منابع اطلاعات زندگى او بسيار فراوان و فراخ است ، به همين مختصر بسنده شد . اهم اين منابع عبارت است از : گلشن وصال تأليف حفيد وصال - روحانى وصال - كه مبسوطترين اثر در باب خاندان وصال است . انجمن خاقان ، ص 435 و مدايح معتمديه ، صص 11 - 900 و روضةالصّفاى ناصرى ، ج 10 ، ص 132 و مجمع الفصحا ، ج 6 ، ص 1091 و تذكره دلگشا : بسمل ، ص 61 - 540 و تذكرهء منظوم رشحه ،