ميرزا محمد على وفا زواره اى

30

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

« بدائع الوقائع » به سياق تاريخ معجم از ميرزا محمّد رضى علاء الملكى سمنانى « 1 » ، كه حتى نام او در تاريخ بزرگان و مشاهير قومس به چشم نمىخورد ، پيش‌بينىهاى صائب وفا در مورد سروش « 2 » و تصويرى از اوضاع نابسامان و كشاكش قدرت در آن روزگار از جملهء انبوه اطلاعاتى است كه بسيارى از آن‌ها تنها در اين تذكره به چشم مىآيد . وفا به تصريح خود ، گاهى اجزاى تذكره را بر سيّد مىخوانده و آفرين مىشنيده است . « 3 » « مآثر الباقريّه » براى شرح احوال بيش از 4 / 3 اشعار شاعرانى كه در اين تذكره صاحب اثرند ، تنها منبع موجود به حساب مىآيد و به اينجا كه مىرسيم ، سخن سختهء استاد نبيل ، جلال الدّين همايى را به ياد مىآوريم كه : « قرن سيزدهم هجرى قمرى كه عهد ظهور « سروش » است ، يكى از دوره‌هاى مشعشع تاريخ ادبى و رواج شعر و ادبيات فارسى در ايران شمرده مىشود ؛ عدهء شعرا و گويندگان فارسى صدسالهء ما بين 1300 - 1200 ه . ق مخصوصا به قدرى زياد است كه به اعتقاد من ، تأليف تذكره‌يى كه پنج برابر مجموع « مجمع الفصحا » باشد هم براى ثبت تراجم احوال و نمونه اشعار آن‌ها كافى نيست ؛ چيزى كه هست ، متأسفانه شهرت شاعر در ايران تاكنون معمولا منوط به تقرب و معروفيت خدمت دربارى بوده است و چون همهء اين شعرا شغل و خدمت و شهرت ديوانى نداشته و از حول‌وحوش دربار سلطنت تهران و وليعهد آذربايجان دور بوده‌اند ، اكثر گمنام و خامل الذكر مانده‌اند و آثارشان هم به كلى از بين رفته يا در حكم معدوم و از بين رفته است . « 4 » » به همين دليل ، تدوين تذكره‌هاى متعدد كوچك و بزرگ در اين دوره را بايد يكى از امتيازات اين سده محسوب داشت چون دست‌كم خود مانع از ميان رفتن نام و نشان و نمونهء آثار بسيارى از اين سخنوران شد و اين يكى از سودمندترين فايدت تذكره‌هاست . محمّد صالح شاملوى خراسانى - كه خود از اين دست تذكره‌نگاران است در اين باب گويد : « اين خيال همواره در خاطر اين حقير . . . مىگذشت كه شايد بعد از اين هاتف غيبى نداى لا ريبى كه يا ايتها النفس . . . الخ ، در گوش هوش ايشان را تا مقر موعود كشانده به واسطهء تغيير زمان و انقلاب دوران . . . بياض اشعار و ديوان افكار ايشان به يك‌باره پايمال حوادث شود و نام ناميشان از روزگار ، رفته‌رفته محو و زايل شود . . . پس بايد

--> ( 1 ) - پيشين ، ص 73 ( 2 ) - پيشين ، صص 207 - 199 ( 3 ) - پيشين ، ص 200 ( 4 ) - مقدّمه ديوان سروش ، ص 64