ميرزا محمد على وفا زواره اى
312
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
نيايد و حفظ مراتب عزّت را بايد و شايد ، از زواره ، به درگاه خلايقپناه ، نوّاب اشرف و الا خواستند . به شكرانهء اين اعزاز ، در مديح شاهزادهء آزاده ، معظّم اليه ، قصيدهاى منظوم آورده ، معروض داشت . از فرط مقبوليّت ، مقرّر شد كه تاريخ و توصيفى از كاخ عشرت 315 كه از مستحدثات نوّاب همايون و زيب ساحات اصفهان است ، ضميمهء آن قصيدهء فريده آرم . بااينكه توافق تاريخ ، بعد از انجام قصيده ، غايت صعوبت دارد ، به قوّت طبع كه سبك كلام ، مبرهن است ، از عهده برآمده ، با اين كه مهرهء شعرا ، قصايد غرّاء ، هم در اين مقام گفته بودند ، آن را اختيار و انتخاب و در كتيبهء آيينهخانه كاخ عشرت ، به خط آقا محمّد باقر نستعليق نويس ، 316 كه مير عماد 317 زمان و فريد عصر و يگانهء دوران است ، ثبت افتاده ، حقير را مورد عنايات خسروانه و مخصوص به صلات و جوايز بىكرانه ، فرمودند . و هى هذه قصيده تا شه سيّارگان را چرخ چارم گاه باد * زيب گاه خسروى ، سلطان محمّد شاه 318 باد روى وراى روشنش در مجمع شهزادگان * چون ز انجم آفتاب و چون ز گردون ماه باد پيش فرّاشان قدرش ، آفتاب و آسمان * اين يكى خرگاه و آن يك قبّهء خرگاه باد پيش معماران قصر شوكتش ، مهر و سپهر * اين يكى درگاه و آن يك ، شمسهء درگاه باد گر فروگيرد جهان را آتش نمرود چرخ * از قدومش ، ظاهر ، اعجاز خليل اللّه باد گر قضا كارى كند در حل و عقد روزگار * تا نيفتد در خطر ، از خاطرش آگاه باد ور قدر ، روى آورد در كار قبض و بسط مُلك * سوى خدّام درش ، پيك قدر ، در راه باد بادپيما ، بدسگال خاكسارش را به دهر * ز آبِ آتش فعلِ خونافشانش ، بادافراه باد