ميرزا محمد على وفا زواره اى

25

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

در اين دو دهه باعث آوارگى و محروميّت‌هاى او شده بودند ، به باد هجو مىگرفت . برادرش ميرزا مهدى نيز كم‌وبيش از وفا پيروى مىكرد . محيط طباطبايى بر آن است كه برخى از اين هجويه‌ها - كه به سرعت در زواره بر سر زبان‌ها مىافتاد ، بعدها به دواوين ديگران و از جمله يغما راه يافته است . براى نمونه ، مهم‌ترين هجويات كه با مصرع « تا نشان است از قرمساغى ( الخ ) » با نام ترجيع‌بند باقى شهرت يافته است . مصحح ديوان يغما انتساب اين ترجيع‌بند را به وفا رد مىكند و روى سخن نبيرهء وفا چنين خط بطلان مىكشد : « محكم‌ترين و مستندترين دليل براى اثبات اينكه اين ترجيع‌بند اثر يغماست ، همانا نسخه تنقيح شده به‌وسيله « هنر » است . . . كه بدون داشتن هيچ نوع تعصّب و غرضى تصحيح كرده است و اگر چنانچه آثارى از ديگران در جزو آن‌ها بوده است ، در حاشيه توضيح داده است كه شعر از كيست . از جمله چند شعر از سيّد مهدى يموت زواره‌اى است كه « هنر » نوشته از اوست . اما در مقابل ترجيع‌بند مذكور ، هيچ‌گونه مطلبى نوشته نشده است . يغما و وفا مناسبات نزديكى باهم داشته‌اند و ترجيع‌بند مذكور را يغما از قول وفا ساخته است و سياق عبارات و الفاظ آن به ساير اهاجى يغما شباهت كامل دارد . « 1 » » در اين ميان اگر از سنديت گفته محيط بتوان گذشت و حتى ورود يغما به اصفهان و ارتباط او با وفا را كه بعد از مرگ نراقى صورت گرفت و قطعا بايد از 1246 ه . ق به بعد باشد ، ناديده انگاشت ، دست‌كم از گفته ناقد ، اذعان به اختلاط شعر يغما با يموت آشكار است كه خود دليلى است بر اينكه شعر وفا به نحو اولى و اليق مىتوانست با شعر يغما جابه‌جا شود . ارتباط يغما و وفا را پس از سفر يغما به اصفهان تا واپسين دم حيات آن‌ها مىتوان ديد . « برخى از هجويات وفا به دليل استوارى ، نغزى و كم‌نظيرى - خلاف ميل يغما - به ديوان او راه يافت و به نام او ثبت شده است . هجوهايى دوستانه نيز ميان آن دو ردوبدل شده و هنوز زبان‌زد مردم زواره و مورد گزافه‌گويى و داستان‌پردازى است . « 2 » » حتّى خود مصحّح آثار يغما نيز در همان مقدّمه اعتراف دارد كه « يغما در قطعه‌اى كه ساخته و در ديوان چاپى او هم نيست ، وفا را دوستانه هجو كرده است . مطلع اين قطعه را ياد مىكنيم : در كوچهء شحنه از سر شوق * افتاد مرا گذر گذاره

--> ( 1 ) - آل داود ، سيد على : مجموعه آثار يغما ، ج اوّل ، مقدّمه ، ص 48 ( 2 ) - طباطبايى محيط : « يغمايى جندقى و سادات زواره » ، پيشين ، ص 611