ميرزا محمد على وفا زواره اى

296

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

خاتمهء كتاب بسم اللّه الرحمن الرحيم « 1 » افتتح به حمد اللّه و هدايته و اختتم بتوفيقه و عنايته . خاتمهء كتاب مآثر الباقريّه ، شرح حالات و ذكر مقالات مؤلف است و هو محمّد على بن سيّد محمّد الطباطبايى . نخست مرقوم آيد كه اين سلسلهء جليله را به چه موجب ، « طباطبايى » 260 گويند و سبب چيست كه نسب اين طايفه ، اصحّ انساب جميع طوايف سادات خجسته عادات است . پوشيده نماند كه ابراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم بن حسن المثنّى ابن الحسن المجتبى ابن على بن ابى طالب - عليهما السلام - افضل فضلاى عصر و اعلم علماى دهر بوده ، به جلالت قدر و عظمت شأن ، موصوف و به لقب « طباطبا » ، در ميان اشراف قبايل سادات « 2 » بنى هاشم ، معروف بوده . باعث اين لقب را اصحاب سير و ارباب لغت ، وجهى چند گفته‌اند . از جمله ، صاحب « مجمع البحرين » 261 ، اين لغت را چنين ضبط نموده كه : « أراد أن يقول قباقبا ، قال طباطبا لرثاثة لسانه . » چون هنگام طفوليت ، اغلب اطفال را طلاقتى كه بايد نيست ، همانا « 3 » والد ماجدش او را در خواستن پيراهن و قبا مخيّر كردند « 4 » . خواست بگويد : « قبا ، قبا » گفت : « طبا ، طبا » للرّحمة و الشّفقة ، پدر بزرگوارش او را طباطبا گفتى ! وجهى ديگر آنكه ، خبر ولادت باسعادتش ، به امام - عليه السلام - معروض آمده . من باب التهنية ، فرموده بود : « طيبا ، طيبا » . و اين كلمهء مباركه ، از كلمات تهنيت سمات عرب است و « طباطبا » ، مخفف « طيبا ، طيبا » است . چون كلام معجز نظام امام ، در اين مورد ، بسى « 5 » ميمون و به سعادت مقرون بود ، لهذا ، ملقّب به اين لقب گرديد و وجوهى ديگر نيز گفته‌اند كه ايراد آنها ، زايد بر حوصلهء اين كتاب است و موجب اطالت و اطناب . 262 علّت انتقال جنابش ، از ديار عرب به عراق عجم كه تختگاه فريدون و جم است ، اين است كه پس از ظهور نور اسلام و انقياد سلاطين اعجام ، رفته‌رفته ، پادشاهان و پادشاه‌زادگان عجم را ميلى

--> ( 1 ) - ( اضافه دارد : ) و به نستعين ( 2 ) - سادات خجسته عادات ( 3 ) - همانا كه ( 4 ) - فرموده ( 5 ) - ( ندارد )