ميرزا محمد على وفا زواره اى

237

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

توصيف مسجد گردون اساس و تاريخ آن بناى سدره مبناى آسمان كرياس ، رطب اللّسان است . قصيده شكر يزدان را كه از تاييد بنّاى قدر * منّت ايزد را كه از معمارى حكم قضا خانه علم و سراى فضل ، معمورى گرفت * جهل را معموره شد ويران‌تر از ويران‌سرا علم را جان بر تن آمد ، جهل را جان شد ز تن * اين مگر آب بقا نوشيد و آن زهر فنا فضل را رونق فزود و علم را بگشود دست * عقل را بازو قوى شد ، جهل را بشكست پا آفتاب علم و دانش ، آسمان عزّ و شان * نيّر برج فضيلت ، عالم علم الهدى افتخار ملّت و دين ، حامى شرع مبين * سرور مسندنشين ، بر مقتدايان ، مقتدا گوهر دُرج فضائل ، درّ دُرج اجتهاد * كامد اندر هفت كشور حاكم و فرمانروا نور حقّ سيّد محمّد باقر آن والاگهر * كامد از احكام محكم ، حاكم حكم خدا هم به پاى پايه‌اش ، ارباب معنى راست سر * هم به عالىمدرسش ، اهل حقيقت راست جا هرچه غير از خدمتش باشد همه اندوه و غم * هرچه غير از طاعتش شايد همه جرم و خطا از سموم قهر او پستى برد خاك گران * وز نسيم لطف او هستى دهد آب بقا