ميرزا محمد على وفا زواره اى
176
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
گوهر 131 اسمش عبد الرزّاق است و در مراتب شاعرى شهرهء آفاق . اجداد امجادش از شرفاى دار الامان كرمان و از معارف علماى آن سامان بودهاند . خود نيز در بدايت احوال كه فيثاغورس ربانى ، ابو على سيناى ثانى ، ميرزا محمّد رضاى طبيب اصفهانى 132 - رحمه اللّه عليه - التزام خدمت ظهير الدّوله ، ابراهيم خان 133 را شرفافزاى ساحات كرمان « 1 » ، در خدمت جنابش ، كسب كمالات صورى و معنوى كرده ، مدّتى در صحبت اكسيرخاصيت آن جناب به سر برده ، به شرف منادمت سركار خان مذكور ، مشرّف و مسرور بود . در التزام خدمتش به دار الخلافه آمده ، خدمت سركار جلالت مدار ، نظام الدّوله صدراعظم ، حاجى محمّد حسين خان اصفهانى 134 كه صيت سخاوتش به شرق و غرب عالم رسيده و مستوفى ديوان همّتش ، خط بطلان بر دفاتر « 2 » حكايات « 3 » آل برمك كشيده بهرهياب . در مجلسى ، جنابش را به اين رباعى ستوده كاتب نيز حاضر [ بود ] و اصغا مىنمود . رباعى اى آنكه به عقل و هوش و دانش فردى * در دايرهء وجود مردى ، مردى گويند نظامى و دهى امر نظام * گر امر مرا نظام دادى ، مردى از آن همّت بلند و دست « 4 » دريا مانند ، مقرّر شد كه موازى چهارصد تومان به انعامش مقرّر كردند و جميع مهامش ، از مسكن و مأكل و مشرب ، انجام داده و ديگر مايحتاجش افزون ، از قدر ضرورت مهيا آوردند . در آن اوان ، به واسطهء قابليتش ، به شرف زمينبوس حضور معدلت دستور شهريار عدالت شعار ،
--> ( 1 ) - كرمان بود ( 2 ) - دفتر ( 3 ) - حكايات جود ( 4 ) - طبع