ميرزا محمد على وفا زواره اى

134

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

جوهرى 85 جوهر صارم هنرورى و صارم نيام سخن‌گسترى است . نام نامىاش محمّد ابراهيم از سلسلهء جليلهء بيرام عليخان قاجار مروزى . در عنفوان شباب و اوايل عمر پرشتاب ، به دار السّرور هرات ، به عزم كسب كمالات رفته ، اكتساب آنچه از علوم بايد و شرط آدميّت را شايد نموده در خدمت ميرزا عبد اللّه خان شهاب 86 كه در اين ازمنه ، شاعرى به پايهء جنابش از خراسان برنخاسته و روى عروس سخن ، چون ماشطهء خاطرش ، نياراسته است ، تحصيل رموز شعرى ، به قدر وسع نموده . چندى در زمرهء مدحت‌سرايان شاهزاده فيروز افغان ، معتبر بوده پس از انهدام بناى آن دولت ، به عزم سياحت عراق عجم ، چندى « 1 » در جمع شعراى مدحت‌سراى زيبندهء ديهيم و گاه ، محمّد على ميرزاى ملقب به دولتشاه 87 - اعلى اللّه درجاته - مورد نوازشات آن شاهزادهء قدردان بوده . ازآن‌پس « 2 » كه آن شكوفهء رياض حشمت از شاخسار سلطنت فروريخت ، پرويزن سپهر بىمهر ، خاكستر غم ، بر سر اهل هنر بيخت ، به عزم وطن ، به خراسان رفته ، چندى التزام خدمت ليث غاب شجاعت ، قا آن ملك مناعت ، شجاع السّلطنه العلية « 3 » - حسنعلى ميرزا - 88 را اختيار و به حكم آن شاهزادهء « 4 » ذو الاقتدار ، به منادمت فرزند ارشد ارجمند هلاكو ميرزا ، 89 سرافراز و از همگنان ، ممتاز بود . هنگامى كه ركن الدّوله ، علينقى ميرزا ، 90 فرمانرواى ممالك خراسان گرديده ، شرف آندوز خدمت لازم الموهبت جنابش گرديد « 5 » . در ركاب ظفرنسابش ، به دارالسلطنهء قزوين نقل و تحويل و مدّت پنج سال ، در ظلال عناياتش ، به فراغ‌بال ، زندگانى و كامرانى نمود . درين اوان سعادت نشان كه صيت فاضل‌پرورى و آوازهء شاعرنوازى خدّام جلالت فرجام سركار شرايع‌مدار قدوة الايام مقتدى الانام - متع اللّه بدوامه الاسلام - گوشزد صغير و كبير و قايد توفيقش ، عنان‌گير آمده ، كتابى در مراثى و مصائب

--> ( 1 ) - و چندى ( 2 ) - پس از آن ( 3 ) - العلية العالية ( 4 ) - شاهزادهء آزاده ( 5 ) - آمده