ميرزا محمد على وفا زواره اى

129

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

همدم اهل صفا ، بزم خرد را شاهد * محرم اهل يقين ، شخص طلب را يار است خرّم از رشحهء آن گلشن طبع علما * روشن از ديدن آن چشم اولو الابصار است هم از آن ، گلشن فضل فضلا پر ز گل است * هم از آن ، نخل علوم علما پربار است بس‌كه شيرين كلمات است كسى گر گويد * حرفى از آن سخنانش ، همه شكّر بار است در بيان كردن دين نبوى طومارى است * كآنچه احكام الهى است در آن طومار است دفتر شرع نبى ، « تحفه ابرار » ش ، 83 نام * كه يكى درج از آن خاطر گوهربار « 1 » است افتخار علما ، باقرِ علمِ ازلى * كه ز ابر كفش ، اقطار جهان ، گلزار است آنكه باشد به برِ دانش او بس آسان * حل هر مسأله كان نزد خرد دشوار است آنكه هرجا سخن از دانش او گفته شود * ديگرى را نتوان گفت به دانش يار است مقتداى همهء خلق جهان ، آنكه كنون * نايب قايم اولاد شهِ ابرار است گر كُشد ، ور بنوازد همه فرمان‌بر او * حاكم حكم ، به حق آنچه كند مختار است دين پناها ! ز تو معمور ، بناى اسلام * زان كه تعمير عمارت به كف معمار است

--> ( 1 ) - دريا بار