ميرزا محمد على وفا زواره اى

123

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

موكلان قضا ، شيشه‌اش به سنگ زند * شود سپهر ز جاجى اگر به خصم تو بار بسيط فيض تو در عالم آفتاب صفت * محيط حكم تو بر گيتى آسمان كردار به عهد معدلتت شير شرزه در بيشه * كشد به سوزن مژگان ز پاى آهو ، خار اگر ميانجى نظم تو پا كشد ز ميان * به هم پرند مگس‌وار ، ثابت و سيّار ز چاكرى تو جويند سروران تعظيم * به بندگى تو دارند خسروان اقرار ز نور راى تو روشن ، همه زمين و زمان « 1 » * ز دست جود تو مملو همه برار و بحار به جنب قدر بلند تو ، اوج گردون ، پست * به پيش راى منير تو ، مهر تابان تار « 2 » ز كهكشان ، زچه‌رو چرخ پير بسته كمر * اگرنه بخت جوان تو راست خدمتكار ؟ نه من اداى ثناى تو كرده‌ام پيشه * نه من دعاى بقاى تو مىكنم تكرار به اين اداست فلك ، بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ * 77 * در اين دعاست ملك ، بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ * 78 هميشه تاز تقاضاى دهر از پى هم * گهى خزان رسد و گه بهار در گلزار « 3 »

--> ( 1 ) - زمان و زمين ( 2 ) - ( اين بيت و بيت بعدى را ندارد ) ( 3 ) - ( ندارد )