ميرزا محمد على وفا زواره اى
120
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
شاهباز همتت ، آن طاير استى كز جلال * بيضهء افلاك را در زير شهپر يافته در سراغ پلهء ايوان جاهت ، پيك وهم * رفته بر بام فلك ، زان سير برتر يافته نور از راى منيرت مىكند كسب ، آفتاب * سرمه از خاك قدومت ، چشم اختر يافته در ميان بحر احسان تو ، خود را روز و شب * نسر طاير ، همچو مرغان « 1 » شناور يافته تارك سلطان هفت اقليم ، يعنى آفتاب * از غبار نعل نعلين تو ، افسر يافته نيست تنها رتق و فتق مُلك ، با كلكت كه نيز * دسترس ، در حل و عقد كار اختر يافته اين تويى در بارگاه داورى ، مسندنشين * يا سليمان جاى در كاخ سكندر يافته ؟ در شعاع پرتو راى جهانآراى تو * خويشتن را آفتاب از ذرّه كمتر يافته حاجب درگاه گردون اشتباهت ، پيش پاى * بر زمين دائم سر فغفور و قيصر يافته سدهء ايوان كيوان پايهات ، ازبس علو * خويش را در رتبه يكسان با دو پيكر يافته بارگاه رفعتت جايى است ، كاين چرخ بلند * اوج خود را با حضيض آن ، برابر يافته منتقم هرجا كه قهر توست ، آنجا روزگار * باز را از بيم ، مقهور كبوتر يافته « 2 »
--> ( 1 ) - مرغابى ( 2 ) - ( اين بيت را ندارد . )